ميان صحابه جايگاهى دارد و نه از موقعيتى علمى برخوردار است ، و از سويى نيز دشمنى وى با اهل بيت عليهم السّلام چون آفتاب روشن است ، چه ارزشى دارد ؟ به ويژه آنكه بدون هيچ نقد و اشارهاى از سوى نويسنده رها شود ، و خوانندهء غير مسلمان يا ناآگاه نيز تصور كند رد اين روايت از سوى شخصى چون مروان اهميتى دارد .
ثانيا ، مروان نيز اين روايت را انكار نكرده است ، بلكه وقتى مانع دفن امام مجتبى عليه السّلام كنار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شد ، ابو هريره او را با توجه به اين روايت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حق امام حسن و برادرش عليهما السّلام سرزنش كرد ، و مروان با ناراحتى به او گفت : اگر تو و ابو سعيد خدرى اين قدر از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حديث نقل نكرده بوديد ديگر حديثى از پيامبر نمانده بود . « 1 »
4 . نويسنده مدعى است امام مجتبى عليه السّلام به دليل جوانى در دوران خلفاى نخست ، هيچگونه فعاليتى نداشته است . « 2 »
اين ادعا در زمان ابو بكر و عمر درست است ، ولى در زمان عثمان خير ؛ زيرا بنابر برخى روايات مورخان اهل سنت ، مانند طبرى و ابو الشيخ انصارى و ابن خلدون ، امام حسن عليه السّلام ، همانند فرزندان ديگر صحابه ، در فتح آفريقا و خراسان شركت داشته است . « 3 »
5 . نويسنده از طبقات ابن سعد نقل كرده كه امام حسن عليه السّلام به دليل دست داشتن محمد بن ابى بكر در قتل عثمان او را فاسق مىخواند . « 4 »
هامش
ابى يعلى موصلى ، مسند ، ج 2 ، ص 395 ؛ ابن حبان ، صحيح ، ج 15 ، ص 412 ، 413 ؛ طبرانى ، المعجم الكبير ، ج 2 ، ص 35 - 40 و 347 و ج 19 ، ص 292 .
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 13 .
( 2 ) . ترجمهء مدخل ، ص 98 از همين كتاب .
( 3 ) . ابو الشيخ انصارى ، طبقات المحدثين باصبهان ، ج 1 ، ص 191 ؛ محمد بن جرير طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 269 ؛ ابو نعيم اصبهانى ، ذكر اخبار اصبهان ، ج 1 ، ص 43 ؛ ابن خلدون ، العبر . . . ( تاريخ ابن خلدون ) ، ج 2 ، ص 573 .
( 4 ) . ترجمهء مدخل ، ص 98 از همين كتاب .