اين ادعا برخاسته از برداشت نادرست ، و ناآشنايى نويسنده با تعبير « حسن » ، در لسان محدثان و مورخان است . وى تصور كرده منظور از آن ، امام حسن عليه السّلام است ؛ درحالىكه مراد ايشان حسن بصرى ( م 110 ) است كه اغلب از او به « حسن » تعبير مىكنند ، و در روايت ابن سعد ، ابو الاشهب از او اين مطلب را نقل كرده است ، و همچنان كه تراجمنويسان تصريح كردهاند ابو الاشهب جعفر بن حيان عطاردى بصرى ( م 165 ) راوى احاديث حسن بصرى است . « 1 » البته چنين نويسندگانى كه تحت تأثير اخبار اموى مىخواهند امام حسن عليه السّلام را به گونهاى موافق با عثمان ، يا حتى مانند طه حسين ، ايشان را عثمانى مذهب جلوه دهند ، ممكن است قضاوتهاى عجولانه و دور از دقت و تأملى مانند اين نمونه داشته باشند .
6 . نويسنده مىگويد : عبيد الله بن عباس مردم را به بيعت با امام حسن عليه السّلام دعوت كرد . « 2 »
هرچند در برخى گزارشها چنين آمده است ، بنابر روايت مشهور عبد الله بن عباس صحيح است . « 3 » از نظر جايگاه علمى و اجتماعى عبيد الله و ترغيب مردم به بيعت با امام نيز همين روايت مشهور صحيح مىنمايد . به نظر مىرسد رواياتى كه عبيد الله بن عباس را نقل كردهاند ، در پى آناند كه بر اساس برخى روايات ساختگى بگويند ابن عباس ، كه پيش از شهادت امير مؤمنان عليه السّلام اموال بصره را برداشت و از امام جدا شد ، در زمان خلافت امام حسن عليه السّلام حضور نداشته است . « 4 »
هامش
( 1 ) . بخارى ، التاريخ الكبير ، ج 2 ، ص 189 ؛ ابن ابى حاتم رازى ، الجرح و التعديل ، ج 2 ، ص 476 ؛ ذهبى ، ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 405 ؛ ابن حجر عسقلانى ، لسان الميزان ، ج 7 ، ص 511 .
( 2 ) . ترجمهء مدخل ، ص 99 از همان كتاب .
( 3 ) . ابو الفرج اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 33 ؛ شيخ مفيد ، الارشاد ، ج 2 ، ص 8 ، فضل بن حسن ، اعلام الورى باعلام الهدى ، ج 1 ، ص 407 ؛ اربلى ، كشف الغمة ، ج 2 ، ص 156 .
( 4 ) . بنگريد : محمد بن جرير طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 158 .