بخش اول : ملاحظات كلى
نويسنده بر چند موضوع مهم در زندگى امام مجتبى عليه السّلام تأكيد ورزيده است . اين موضوعات عبارتاند از : « شخصيت فردى امام حسن عليه السّلام » ؛ « صلح با معاويه » ؛ « شرايط صلح » ؛ « همسران امام حسن عليه السّلام » .
شخصيت فردى امام حسن عليه السّلام
نويسنده امام مجتبى عليه السّلام را شخصيتى فاقد شجاعت لازم و هوش سياسى معرفى مىكند ؛ فردى با روحيهاى مسالمتآميز و مخالف هرگونه تنش و منازعه با دشمنان كه از امور طبيعى و بديهى مسئوليتهاى اجتماعى همچون منصب خلافت است . وى بهطور كلى امام را شخصيتى فردگرا معرفى كرده است ؛ آنجا كه در بيان سبب ناراحتى يارانش از سخنان صلحآميز امام مىگويد : « او ( امام حسن عليه السّلام ) بيان داشت كه هيچگونه احساس كينه و عداوتى در قبال يك مسلمان را در سر نمىپروراند » . « 1 » يا آنجا كه مىگويد : « مىگويند او حاكمى نرمخو بود كه هرگز آرامش و متانت خويش را از دست نمىداد . . . . نكتهء جالب اينكه مطلبى در ستايش از هوش ، مهارت يا شجاعت او بيان نشده است . » « 2 » همچنين وى در تبيين علل انصراف امام از خلافت بر « بىميلى حضرت به سياست و منازعات مربوط به آن » تأكيد ورزيده است . « 3 »
دربارهء فردگرايى و انزواطلبى امام كه به يقين از ماجراى صلح وى با معاويه متأثر است ، حتى خود كسانى كه چنين نظرى دربارهء امام حسن عليه السّلام دارند ، مطالبى نقل مىكنند كه به هيچ روى با شخصيتى انزواطلب سازگار نيست . اگر امام چنين مىبود از ابتدا وارد جريانات سياسى و حكومتى نمىشد و همانند عبد الله بن
هامش
( 1 ) . ترجمهء مدخل ، ص 101 از همين كتاب .
( 2 ) . همان ، ص 106 و 107 .
( 3 ) . همان ، ص 104 .