موضوع كه مراد از امّ كلثوم كه در شب نوزدهم امير المؤمنين ( ع ) در خانهء او مهمان بوده عبارت از زينب كبرى ( س ) است در تعليقات ترجمهء كتاب علم امام ( ع ) با قرائن زيادى تحقيق و ثابت گرديده به آنجا رجوع شود « 1 » .
و سيد امام امين عاملى ( قدس سرّه ) موضوع ادّعاى مجاعه را در حجاز و بودن عبد اللّه جعفر ( رض ) صاحب قراء و املاك در شام خوب تحقيق كرده و آن را از حدس و تخمين و استنباط شمرده و ابدا مدرك و مستندى بر آن نيافته است . « 2 »
پس آنچه ( لجنهء ثقافة ) رأى داده اگر صحيح باشد و همچنين آنچه عبيدلى نقل كرده اگر دو نفر از بانوان عصمت به نام زينب و هر دو در كربلا و شام بوده و مراجعت به مدينه كردهاند يكى در سال 61 و ديگرى در سال 62 وفات يافتهاند پس لا بد بايد در شام توقف زياد نكرده باشند .
ولى دربارهء مدفن زينب كبرى ( س ) آنچه عبيدلى نسابه ( ره ) نگارش داده در ميان ساير اقوال و آراء تقريبا مورد اعتماد مىتواند باشد و براى ساير اقوال مدرك و مستند قابل اعتماد نيست .
و سيد الاعيان امام امين عاملى ( ره ) بر كلمات عبيدلى اطلاع نيافته است و الّا مورد بحث و تحقيق قرار مىداد و اظهار نظر مىفرمود ( رحمه اللّه ) .
و آنچه تذكرش لازم است آن است كه : عبيدلى در اخبار زينبات روايتى از عبد اللّه بن عبد الرحمن انصارى راجع به موقع ورود حضرت زينب كبرى ( س ) به مصر نقل كرده و گويد :
بانوى عصمت را بعد از چند روز از ورودش به مصر ديدم و بعد عباراتى نقل كرده كه بسيار بعيد به نظر مىرسد و شايد بعض اشخاص وجود همچو روايتى را در آن كتاب از جمله معايب و موجبات طعن بر آن كتاب تصور نمايد و لذا خواستم در اينجا به اين نكته اشاره شود .
اولا : راوى آن خبر عبد اللّه بن عبد الرحمن انصارى بر حسب ظاهر عبارت از ( ابو طوالة ) كه قاضى مدينه در زمان عمر بن عبد العزيز بود و در سال 134 هجرت وفات يافته چنانچه ابن حجر عسقلانى در تهذيب التهذيب از كتاب انساب الخزرج دمياطى نقل كرده است « 3 » .
و اگر عبد اللّه نامبرده در سال 62 هجرت در مصر در موقع ورود بانوى عصمت به آن سامان در آن ديار بوده باشد و سن وى در اندازهاى بوده كه ورود بانوى عصمت را ديده باشد
هامش
( 1 ) . ترجمهء علم امام ( ع ) ، صص 221 - 223 و صص 286 - 288 ، ط تبريز .
( 2 ) . ر . ك : اعيان الشيعة ، صص 208 - 209 ، ط بيروت .
( 3 ) . تهذيب التهذيب ، ج 5 ، ص 297 ، شماره 504 .