صورتى كه تاريخ مجاعه مدرك درستى ندارد و به گمانم از افواه اخذ و وارد كتاب كردهاند و قبرى در مدينهء منوره منسوب به زينب ( س ) وجود ندارد تا يكى از سه مرقد محسوب شود علاوه بر بعضى تاريخها كه ( لجنهء ثقافة ) به آنها اشاره كرده ولى مستند آنها را نشان نداده است .
و اما اين كه صاحب رسالهء المرقد الزينبى گفته : زينب كه در مدينه مدفون است پس از مراجعت از شام به چهار ماه و ده روز سال 61 ه وفات يافته با رأى ( لجنهء ثقافة ) كه اظهار كرد كه او خواهر ابوينى سيد الشهداء ( ع ) است و ديوارى به وى ساقط شد و وفات كرد و سيد الشهداء ( ع ) به وى نماز خواند چطور مىسازد ؟
زيرا بنا به قول لجنهء ثقافة بايد اين قضيه قبل از حركت سيد الشهداء ( ع ) از مدينه به سوى مكه و عراق واقع شده باشد و ادّعاى صاحب رسالهء المرقد الزينبى آن است كه پس از مراجعت زينب از شام در مدينه وفات يافته اين كلمات كه تهافت و تباين كلى با يكديگر دارند چطور با هم مىتواند توافق پيدا نمايد ؟
و شيخنا المحدث خيابانى ( ره ) در وقايع الايام در ضمن كلامى و نقل مرامى از كتاب السيدة زينب حسن محمد قاسم فرموده « 1 » : در هيچ تاريخى و تأليفى از خاصه و عامه در عداد بنات حضرت امير ( ع ) زينب وسطى مذكور نيست ، زينب كبرى دفينهء مصر و زينب صغرى مكناة به ام كلثوم مدفونهء شام است .
و پس از آن از كسى نقل كرده كه در سنگ مزار واقع در شام اين نقش موجود بوده ( هذا قبر زينب الصغرى بنت امير المؤمنين ( ع ) اين نقل ، با آنچه ( ثقافهء دينى كربلا ) نقل كرده چطور مىسازد « 2 » و همچنين با نقل از سيد امام عاملى ( ره ) در اعيان الشيعة چطور درست مىآيد كه فرموده :
وجد على هذا القبر صخرة رأيتها و قرأتها كتب عليها هذا قبر السيدة زينب المكناة بام كلثوم بنت سيدنا على ( رض ) و ليس فيها تاريخ و صورة خطها تدل على انها كتبت بعد الست مائة من الهجرة و لا يثبت بمثلها شيئى و مع مزيد التتبع و الفحص لم اجد من اشار الى هذا القبر من المورخين سوى ابن جبير الخ .
نگارنده گويد : عبيدلى نسابه ( رحمه اللّه ) به هر سه زينب از بنات امير المؤمنين ( ع ) در اخبار زينبات تصريح كرده است آنجا كه گويد :
هامش
( 1 ) . تتمهء محرم الحرام ، ص 384 ، ط تبريز .
( 2 ) . آنچه ثقافه نقل كرده به اين عبارت است : هذا قبر زينب الوسطى بنت على بن أبي طالب ( ع ) .