مستحفظ ويژه داشتهاند چنانچه جمع كثيرى از مورخين و ارباب كتب مقاتل به اين موضوع تصريح كردهاند اگر عبارات آنها نقل شود كلام به طول مىانجامد معلوم مىشود طرفدار شبهات از اين امر مسلّم بىاطلاع است .
و اينكه فرموده سر اطهر بالاى نيزه بوده و آنها را حمل به يزيد مىكردهاند بهتر قرينه است كه در دمشق بوده و امام ( ع ) را به جهت اهانت به وى به شترى سوار كردهاند كه مىلنگيده ، خواستهاند به نحو خوارى و توهين نزد يزيد ببرند و فرموده : مأموران عقب و اطراف ما دست به نيزه بودند و هر كس از ما مىخواست گريه كند سر او را با نيزه مىزدند . اينها اوضاع و احوال موقع حمل اسرا به يزيد است نه اين كه حالات آنها از كوفه تا به شام است كه طرفدار شبهات خواسته روايت را موافق نظر خود معنى كند در صورتى كه در خود روايت قرينه به آنچه گفتيم موجود است و تعجب از اين است كه جملاتى از آخر روايت حذف كرده كه بهتر قرينه و بلكه صريح است كه اين جريان در حين ورود اسرا به دمشق بوده و در كنار دمشق ترتيب مذكور در روايت را دادهاند و آنها را وارد دمشق كردهاند در آخر روايت مىفرمايد : تا اين كه وقتى كه داخل شديم به دمشق صيحهكننده ، صيحه كرد اى اهل شام اينها سباياى اهل بيت . . .
و طرفدار شبهات راههايى كه بين شام و عراق وجود دارد آنها را سه تا خيال كرده و پس از قرنها راهها را منحصر به آنها كرده و نقشههاى خيالى تهيّه و شبهات به راه انداخته هيچ كدام آنها دليل نيست ، چون بسيارى از شهرها در زمانهاى سابق راههاى معمولى داشته و بعدا به كلى متروك گرديده و از يادها فراموش و به طاق نسيان گذارده شده است ، اگر حالا به كسى گفته شود كه ميان تبريز و بغداد در تاريخ هفتصد و ششصد از هجرت آمد و رفت خيلى سهل و نزديك بوده استبعاد مىكند در صورتى كه در آن زمانها خيلى زودتر رفت و آمد بين اين دو شهر بسيار آسان و موجود بوده اگر توضيح داده شود سخن به درازا مىكشد .
راه صحرا كه مستقيم و ريگزار و به طول تقريبا 175 فرسخ است ابدا پس از تهيهء آب و خوراك با آن توصيههاى يزيد كه هر چه اسراى اهل بيت بخواهند فراهم شود عبور از آن محال را لازم نگرفته است و طول و تفصيل براى راهها در حركت اهل بيت به شام كه فرهاد ميرزا در قمقام و ديگران مثل محدث نورى ( ره ) و غيره ذكر كرده تماما چنانچه خودشان تصريح كردهاند مأخوذ از مقتل مجعول ابى مخنف كه كذب محض است ، مىباشد يا از مقتل اسفراينى كه در ضعف و مجعول بودن مانند مقتل ابى مخنف است به قدر پشيزى به آنها اعتبار قايل نتوان شد تا مصدر نقل شوند و مانند آنهاست كتابهايى كه اشخاص ساده و سطحى
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 41
مساهمون: محمد على قاضى طباطبائى
ص٤١