چنانچه اين موضوع را در تعليقات كتاب جنّة المأوى و در كتاب علم امام ( ع ) ، صص 74 - 96 مشروحا بيان كردهام .
و ضرورى در اسلام است كه رسول اللّه خاتم انبيا ( ص ) افضل از عيسى ( ع ) است ، پس قطعا از اول داراى علم نبوت و كمالات و اوصاف رسالت و خاتميّت بوده و علم او تحصيلى نيست و امير المؤمنين على ( ع ) نيز در تمامى اوصاف و كمالات مثل رسول اللّه ( ص ) است و احتياجى به تحصيل علم و خط نداشت تا هزينهء آن از مال خديجه ( س ) پرداخت شود .
و توهم نشود كه اين مطلب از اصول دين و فروعات آن است و ظواهر قرآن نسبت به اصول دين و فروع آن حجت نيست چون از ظواهر ظن حاصل مىشود و ظن در اصول دين و فروع اصول حجيت ندارد پس چطور اماميّه تمسك به ظاهر قرآن مجيد : قال انّى عبد اللّه . . . الخ مىكنند .
زيرا تمسك اماميّه در اين مطلب مورد بحث به مجرد ظاهر ظنآور قرآن كريم نيست تا اشكال متوهم وارد شود به جهت اينكه با ضميمهء ساير ادلّه و قراين قطعيه ، ظاهر قرآن به مرتبهء نص رسيده و از محكمات مىگردد زيرا قرآن و احاديث اهل بيت اطهار ( ع ) و ضرورت مذهب اماميّه توافق دارند با ملاحظهء آنها براى مكلف قطع حاصل است كه مفاد آيهء شريفهء نامبرده آن است كه احاديث اهل بيت ( ع ) و ضرورت مذهب نيز بر آن دلالت دارد ، پس آنچه از قرآن استفاده مىشود قطعى است نه از باب ظن است كه اشكال متوهم وارد شود .
و خداوند مىفرمايد :
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
يعنى ما به يحيى نبوت را در ايام بچگى وى داديم پس قطعا خاتم انبيا كه افضل از يحيى ( ع ) است بالضرورة نبوت و علم و حكمت رسالت را از حال صباوت و بچگى ظاهرى دارا بوده است و امير المؤمنين على ( ع ) نيز مثل رسول اللّه ( ص ) است ، زيرا فرقى ندارند پس احتياجى به تعليم گرفتن خط و تحصيل علم نداشته است و علاوه پيغمبر و امام داراى روح پنجم است كه عبارت از روح القدس است كه به نص قرآن اختصاص به انبيا دارد و آن روح را پيغمبر ( ص ) از اول دارا مىباشد و امام ( ع ) نيز مثل اوست و انسان كاملى كه داراى روح القدس است ، محتاج به تعليم و تربيت اشخاص عادى نيست تا از او تحصيل علم كند و خط بياموزد .
و اگر كسى به پيغمبر و امام ( ع ) حق تعليم داشته باشد او بايد تفوق و برترى بر آنها داشته باشد ، چون در اين صورت فرض اين است كه علم امام تحصيلى است و علمش لدنى و من جانب اللّه نيست و حال آنكه پيغمبر و امام ( ع ) برترى بر همه دارند و افضل از تمامى مردماند زيرا ترجيح بر مرجوح است كه موافق عقل است و در صورت اولى ترجيح مرجوح بر راجح