مراد از ( آل محمد ) آنچه را كه خود رسول اللّه ( ص ) بيان و تعيين فرموده و عترت طاهره ( ع ) نيز فرمايش رسول اللّه ( ص ) را تعقيب فرمودهاند و در حالى كه ( آل ) در لغت چنانچه صاحب لسان العرب تصريح كرد به اولاد انسان گفته مىشود كه نسبشان به وى برسد و سنّت رسول اللّه ( ص ) تعيين كرده كه ( آل محمد ) عبارت از اولاد نسبى و صلبى او ائمهء طاهرين ( ع ) كه از اولاد رسول اللّه ( ص ) اند مىباشد كه اهل عصمتاند .
آيا در مقابل اين دليل محكم مىتوان گفت : كه عرب ( آل محمد ) را به آن معنى نمىشناسند ؟ - ولى چه بايد كرد از قديم گفتهاند : « حب الشيء يعمى و يصمّ » چون امثال فيروز آبادىها تمام اهتمامشان براى تصحيح اقوال گذشتگانشان مىباشد و لذا از معايب و ايرادات و اشكالات كلمات خودشان چشم پوشيده و نوشتهاند آنچه را كه نبايد بنويسند و نظر بر اينكه از مثل فيروزآبادى در كتابى كه آن را طبع و نشر كرده و نسبت آن را به وى دادهاند آن حرفهاى ناصحيح و اغلاط بسيار واضح درج شده و لذا به كلام طول داده شد تا نادرستى آن حرفها روشن شده و باعث اشتباه ديگران نگردد .
عقيدهء صحيح در معنى آل محمد ( ص )
و اما عقيدهء شيعهء اماميّه دربارهء معنى ( آل محمد ) چنانچه گفته شد آن است كه آنها عبارتند :
از امير المؤمنين و صديقهء طاهره و امام حسن مجتبى و امام حسين سيد الشهداء و نه امام از ائمهء هدى سلام اللّه عليهم اجمعين ، و در صلوات هم كه رسول اللّه ( ص ) فرموده آنها را از من جدا ننماييد عبارت از آن حضرات و ذوات مقدسه مىباشد .
علامهء متبحر سيد على خان مدنى در شرح صحيفهء سجاديه گويد « 1 » :
آل محمد عندنا عترته الطاهرة من اهل العصمة ( ع ) و لا وجه لتخصيص الشهيد الثانى ( ره ) بامير المؤمنين و فاطمة و الحسنين ( ع ) . و للعامة اختلافات فقيل : آله
هامش
( 1 ) . در اواخر روضهء 27 از رياض السالكين شرح صحيفهء طبع سنگى و از خداوند مسألت مىنمايم كه توفيق طبع آن كتاب بسيار نفيس را به اهل خير و صلاح مانند چاپ انوار الربيع آن علامهء جليل كه از مفاخر علماى شيعه است عنايت فرمايد و كتاب طراز اللغة كه از نفايس آثار آن علامهء بزرگ است و در كتابخانهء شيخنا الاستاد كاشف الغطاء ( ره ) در نجف اشرف موجود است قدم به عالم مطبوعات گذارد و آن كتاب در لغت و تفسير آيات و شرح اخبار و در چند مجلد و به عنوان : اللغة ، الآيات ، الآثار ، تأليف شده است و به مطالعهء آن نايل شدهام و مقام مشايخ علمى آن سيد علامه از تصانيفش نمايان است .