جابر بن عبد اللّه انصارى و جمعى از بنى هاشم با خاندان امام شهيد مصادف شدند و چند روز ماندند و اقامهء مجالس سوگوارى نمودند و زنان اعراب نيز در آن مجالس شركت داشتند ، و اين نقل با اعتبار مساعد است اهل بيت امام كه نتوانستند در كربلا عزادارى كنند و بدنهاى قطعهقطعه شده را وداع و دفن نمايند در اين موقع كه آزاد شدند چگونه جبران گذشته نمىنمايند ، آنان كه در منزل يزيد مجالس سوگوارى و عزا به پا مىكنند چگونه از زيارت قبر حسين و شهدا و اقامهء عزا در نزد خاك آن بزرگان خوددارى مىكنند تسكين آلام داغديدگان به همين است كه بر سر آن خاك بيايند و گذشته را به ياد بياورند و در هر گوشه بنشينند و اقامهء عزا بنمايند جايى كه امير المؤمنين ( ع ) پيش از واقعهء عاشورا ، كربلا بيايد و گريهها بكند و بگويد در اينجا شتران بر زمين مىنشينند و در اينجا فرود مىآيند و در اينجا خونشان ريخته مىشود .
« قرب الاسناد محمد بن عيسى عن القداح عن جعفر بن محمد عن أبيه قال : مر على ( ع ) بكربلاء فى اثنين من اصحابه فلما مربها ترقرقت عيناه للبكاء ثم قال هذا مناخ ركابهم و هذا ملقى رحالهم و هاهنا تهراق دمائهم طوبى لك من تربة عليك تهراق دماء الاحبة »
چگونه امام سجاد ( ع ) بعد از واقعهء كربلا به زيارت قبر پدر نيايد و يادى از ايام گذشته ننمايد و همچنين زينب كبرى ( س ) و ساير خاندان از زنان و دختران و خواهران حضرت سيد الشهداء ( ع ) مگر ممكن است حسين را فراموش كنند و به زيارت او نيايند در روايتى ديدم ابو حمزهء ثمالى مىگويد : در مسجد كوفه بودم شخص غريبى آمد و مشغول نماز شد مجذوب او شدم چون حال خوشى داشت پس از نماز بيرون رفت او را تعقيب كردم تا رسيد به جايى كه دو شتر و يك غلام حاضر بودند از غلام پرسيدم اين شخص كيست « 1 » گفت على بن الحسين است رفتم نزديك سلام كردم گفتم آقا اينجا كوفه است و با پدر و جد تو چه كردند چگونه به اهل كوفه اطمينان نمودى و در اين شهر وارد شدى فرمود براى زيارت قبر پدرم و براى همين نماز كه خواندم و تو ديدى آمده بودم و الساعة برمىگردم و اين روايت را صاحب وسائل در باب صلاة در مسجد كوفه به خاطر دارم كه نقل نموده و ظاهرا مقصود از زيارت پدر همان حسين بن على ( ع ) است اين قطعى است كه امام سجاد پدر را فراموش نكرده و به زيارت او مكرر مىآمده و البته به نحوى مسافرت نمىنمود كه در تواريخ ثبت گردد و خلاف تقيه شود
هامش
( 1 ) . از اين نشناختن ابو حمزه معلوم مىشود اين ابو حمزه راوى اين قضيه ابو حمزهء ثمالى معروف كه مانند لقمان زمان خود است نبوده زيرا او از خواص امام ( ع ) است چطور مىشود او را نشناسد ؟