فقها مانند محقق ( ره ) و علامه ( ره ) ادّعاى اجماع بر عدم وجوب كردهاند و جمعى ديگر از مجتهدين اماميّه مانند شيخ صدوق و فاضل مقداد و شيخ بهايى و سيد محقق صاحب مدارك و فيض كاشانى و علامهء مجلسى و محدث بحرانى و شيخ حر صاحب وسائل و مولى صالح مازندرانى و سيد علامهء مدنى رحمهم اللّه و بعضى ديگر قائل به وجوب شدهاند .
رسول اللّه ( ص ) فرموده :
من ذكرت عنده و لم يصل على فدخل النار فابعده اللّه .
و امام باقر ( ع ) به زراره فرموده :
و صل على النّبى ( ص ) كلما ذكرته او ذكره ذاكر عندك فى الاذان او غيره .
و رسول اللّه ( ص ) در حديثى مىفرمايد :
و من ذكرت عنده و لم يصل على يغفر اللّه له و ابعده اللّه .
و امام صادق ( ع ) فرموده :
قال رسول اللّه ( ص ) ارفعوا اصواتكم بالصلاة على فانها تذهب بالنفاق .
احاديث در اين مسأله بسيار است و تيمنا به اين چند حديث اكتفا شد ، اگر به جوامع حديث مانند وسائل الشيعة و غيره رجوع شود معلوم مىشود كه با وجود اين همه احاديث كه ظاهر در وجوب صلوات به رسول اللّه ( ص ) است و نيز با وجود ظاهر آيهء شريفه :
إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ . . .
كه امر به صلوات فرستادن است و اخبار و احاديث وارده در اين باب معارضى از احاديث ديگر ندارد فتوا دادن به عدم وجوب مشكل است ولى مشكلتر از آن حكم به وجوب است ، زيرا اگر واجب بود و با اينكه موضوع مبتلى به است و عموم مسلمين را محل ابتلا و عام البلوى است ، به اندازهاى شهرت پيدا مىكرد كه از ضروريات دين به شمار مىرفت و نظر به مجرد مشهور بودن عدم وجوب نيست كه تا گفته شود : با وجود ظاهر اخبار و آيهء شريفه به شهرت اعتنا نمىشود و شهرت دليل نيست ، بلكه نظر بر آن است كه اگر واجب بود در ميان مسلمين اشتهار بسزا پيدا مىكرد و در ميان عموم مردم شهرت مىنمود ، چطور مىشود كه بر فقهايى كه از اساطين دين و از اساتيد فقهاند مستور بماند و مانند محقق ( ره ) و علامه ( ره ) ادّعاى اجماع بر عدم وجوب كنند بلكه به نحو استفاضه از فقهاى ادّعاى اجماع بر عدم وجوب كردهاند پس معلوم مىشود آيهء شريفه و احاديث كثيره در بيان تأكيد استحباب است چنانچه از قراين ديگر نيز اين معنى استفاده مىشود .
پس نظر به ظاهر آيهء شريفه و احاديث كثيره احتياط واجب صلوات فرستادن بر خاتم انبيا محمد مصطفى و اوصياى طاهرين و معصومين آن بزرگوار است صلوات اللّه و سلامه عليهم