تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
مخصوص نفس خودش و اما تو در تنهايى سؤال كرده مىشوى از تمامى افراد آن‌ها پس نظر كن چطور مىشود حال تو ؟ راوى گويد : پس هارون گريه كرد « 1 » و نشست و اطرافيان هارون بودند ، دستمالى پس از دستمال ديگر براى آب چشم او مىدادند يعنى آب چشم خود را با دستمال خشك كند . عمرى گفت : هارون موعظه و نصيحت ديگرى به تو بگويم ؟ هارون گفت : بگو اى عموى من ، عبد اللّه گفت : به خدا قسم مرد در مال خود اسراف مىورزد و سزاوار آن مىشود كه او را از مالش منع كنند و او را محجور سازند پس چطور مىشود حال آن كسى كه از بيت المال مسلمين اسراف كند ؟ بعد از آن عبد اللّه رفت و هارون گريه مىكرد . بغوى گويد : پس به من رسيد و اطلاع يافتم كه هارون الرشيد مىگفته : من دوست دارم هر سال به حج بروم و چيزى مرا از آن مانع نيست مگر مردى از اولاد عمر مىشنواند به من آنچه را كه من خوش ندارم آن را بشنوم « 2 » . بايد دانست كه هارون الرشيد پس از ساليان دراز كه رويهء خلافت اسلامى به صورت سلطنت اكاسره و قياصره در آمده بود و آن حكومت مواساتى اسلام به تمام معنى الكلمة و از هر جهت از حيث حقوق و احكام و اجراى قوانين حقوقى و جزايى اسلامى در آن دوره در كار نبوده و كلا اجرا نمىشده با اين همه آزادى زبان و امر به معروف و نهى از منكر و موعظه و نصيحت زمامدارى مثل هارون تا چه اندازه آزاد بوده و آثار آن حريّت كامل اسلامى هنوز در ميان مسلمان‌ها باقى بوده كه عمرى توانسته هارون را با آن شدّت لحن موعظه كند و او نيز با تمام ادب گوش داده و به حال گريه بيايد با آن شدّت و صولتى كه وى داشته است « 3 » .
هامش
( 1 ) . گريه كردن هارون معلوم نيست كه از روى تنبه بوده يا از روى حيله و تزوير و رياكارى كه شيوهء امثال هارون‌هاست چنان‌چه آخر قصه كه بغوى نقل كرده شاهد احتمال دومى است . هارون از اين طرف علما را جمع مىكرد و خلافت بلافصلى امير المؤمنين ( ع ) را بعد از رسول اللّه ( ص ) به آن‌ها ثابت مىنمود و از طرف ديگر وزير خود على بن يقطين ( ره ) را دربارهء وضو گرفتن كه بفهمد به طريق شيعه وضو مىگيرد يا به طريق سنّىها به طور پنهانى به وى نگاه مىكند كه اگر شيعه است از بين ببرد يا معزولش نمايد و امام ( ع ) نيز به على بن يقطين قبلا اطلاع داده بود ، چنان‌چه آن قصه مشهور و در كتب معتبره مذكور و در ارشاد شيخ مفيد ( ره ) و كتب ديگر مسطور است و رفتارش با حضرت امام موسى بن جعفر ( ع ) معروف است اين رويه غير از شيطنت و خباثت چيز ديگرى نيست . و رويهء فراعنهء روزگار هميشه همين است . ( 2 ) . الفتوحات المكية ، جزء 4 ، ص 692 ، ط مصر . ( 3 ) . قال الامير شكيب ارسلان فى تعليقه على حاضر العالم الاسلامى : كان هارون الرشيد جبارا سفاكا للدماء