تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
در مكهء معظمه در مسجد الحرام با چشم خودم ديدم كه در نماز جماعت نمازگزار در موقع سجده پيشانى خود را بر پاشنهء پاى نمازگزارى كه در جلو او بود گذاشت و سجده نمود . در مذهب اهل بيت ( ع ) كه از جد خودشان احكام را اخذ كرده‌اند و رسول اللّه ( ص ) نيز از مصدر وحى تلقى فرموده در سجده پيشانى را نبايد بر چيزهاى خوردنى و پوشيدنى گذاشت بلكه بايد بر زمين و آنچه از زمين روييده پيشانى را گذاشت . و اينكه در ميان شيعه معمول است از خاك مقدس كربلا از تربت كنار قبر سيد الشهداء ( ع ) خاك برمىدارند و آن را لوح درست كرده و غالبا در نماز به آن سجده مىكنند چون از خاك زمين است و به تمامى خاك‌ها سجده مىشود و خاك كربلا به جهت شهادت سيد الشهداء ( ع ) شرافت پيدا كرده و اهل بيت ( ع ) به ما فرموده‌اند در هر نمازى كه سجده بر تربت كربلا باشد خداوند آن نماز را به خاطر امام حسين ( ع ) قبول مىكند به اين جهت است كه شيعه به تربت كربلا مواظبت دارند سجده كنند ، نه اينكه به غير از تربت امام حسين ( ع ) به چيز ديگر و خاك ديگر سجده را جايز ندانند يا دربارهء تربت سيد الشهداء ( ع ) به معنى ديگرى كه نواصب و خوارج و وهابىها به شيعه نسبت مىدهند و در ميان افراد عامى خودشان نسبت‌هاى ناروايى در حق شيعه شهرت داده‌اند ، شيعه قائل باشند مانند اينكه به شيعه نسبت داده‌اند كه چون به الوهيّت سيد الشهداء ( ع ) قائلند و امام حسين ( ع ) را خدا مىدانند به خود آن حضرت و بر تربت قبر مبارك وى سجده مىكنند اين قبيل نسبت‌هاى بىحقيقت و سفيهانه را حيا نكرده و به شيعه داده و به خورد اشخاص عامىشان نيز داده‌اند و لذا در موقع نماز به سجدهء شيعيان به تربت كربلا با چشم تعجب خيره شده نگاه مىكنند . ياد دارم در ( رمادى ) كه از سوريه برگشته و وارد عراق شدم و غروب نزديك بود توقف كرديم كه نماز مغرب را ادا كرده و حركت نماييم وضو گرفته در صحن خانهء وسيعى حصير انداخته خواستم مشغول نماز باشم ديدم عده‌اى از جوانان اهل تسنن آمدند و در چند قدمى ايستادند فهميدم كه مىخواهند بدانند كه چطور سجده خواهم كرد و من هم در موقع سجده پيشانى را به بالاى حصير گذاشتم و ساير رفقا نيز اغلب از من تبعيت كردند بعد از فراغت از نماز چند نفر از آن‌ها جلو آمده از حقيقت سجده بر تربت كربلا كه بعضى از همراهان در نماز گذاشته بودند سؤال كردند واقع امر را به آن‌ها بيان كردم بسيار قانع شده و امتنان به جا آوردند و اظهار نمودند كه به ما جور ديگر تلقين كرده‌اند . نظير اين قضيه در زينبيهء دمشق نيز اتفاق افتاد و چند نفر از دوستان عراقى از عرب‌هاى شريف اهل نجف اشرف نيز بودند به جمعى از جوانان اهل سنت از اهل سوريا و مصر و لبنان