صادر شده و باعث ضعف اسلام و مسلمين گرديدهاند آن است كه با روشن شدن حقيقت تاريخ جمعى از صحابه و چه اوضاع و احوالى پس از رحلت رسول اللّه ( ص ) برپا كردند كه اسلام را از مسير صحيحش كه پيغمبر اكرم ( ص ) ترتيب داده و شالودهء آن را ريخته بود منحرف نموده و خارج كردند و باعث چه صدمات و لطمات بر اسلام شدند و حبّ رياست و جاه ، آنها را به چه اعمال زشت وادار كرد .
اساس موضوع خلافت به عقيدهء سنّىها متزلزل شده و به اركانش رخنه رسيده و به كلّى منهدم مىگردد و لذا چاره جز اينكه جلوگيرى از تحقيق و بررسى در تاريخ صحابه نمايند ندارند ولى غافلند كه ناموس مطرد در تاريخ با مرور زمان حقايق را روشن و واقعيات را آشكارا ساخته و نسل آينده از كنجكاوى در تاريخ صدر اول پس از رحلت رسول اللّه ( ص ) خوددارى نخواهند كرد و از امثال غزالىها و از حمل بر صحتهاى نارواى آنها تقليد كوركورانه نخواهند نمود در صورتى كه باب اجتهاد را به تمام معنى الكلمة مفتوح كرده بودند و رياستطلبىها و جاهدوستىها را حمل بر رأى در اجتهاد مىنمودند حتى در مقابل نص قرآن و رسول اللّه ( ص ) اجتهاد مىكردند و حال آنكه اجتهاد در مقابل نص بالاتفاق باطل است و بعدا نيز باب اجتهاد را به كلّى مسدود كردند كه نسل آينده دربارهء صحابه و منافقين ابدا نتواند اجتهاد نمايد ولى نسل آينده هرگز به اين حرفهاى مفت بىدليل و مدرك گوش نداده و باب اجتهاد را كه طبيعت شرع مقدس اسلام بر انفتاح و باز بودن آن حاكم است بازدانسته و در تاريخ حالات صحابه و در موضوع خلافت كه خود سنّىها آن را از فروع دين مىدانند و به عقيدهء آنها قابل اجتهاد است ، اجتهاد خواهند كرد .
در عصر ما هم با آن حرفهاى پوسيدهء غزالىها ديدند نمىتوانند جلوگيرى از فهميدن و دانستن و كنجكاوى در موضوعات تاريخى و فروعات دينى نمايند به مقام فلسفهبافى با افكار ساده و سطحى و غربزدگى در موضوع امامت و خلافت اسلامى مىآيند بلكه با فلسفهتراشى كه غالبا جز ادّعاى بدون دليل و فتواى بىمدرك و خيالبافى بيشتر نيست در موضوع امامت سخن رانده و جز يك مشت پديدههاى دل بخواهى بعضى اشخاص چيز ديگر نيست بلكه بتوانند در تصحيح خلافت اشخاص جاهل و اموىهاى فاسق را به خورد جوانان عصر بدهند و آنها را اولى الامر بشناسانند ولى هر چه گويند و نويسند آن گونه خلفا كه جمعى از رويهء ملوك جبابره سر موئى قدم به كنار نگذاشتهاند و از ستمكاران روزگار محسوبند جوانان عصر حاضر به غير از اين نظر ، با نظر ديگر كه آنها را خلفاى الهى و جانشينان رسول گرامى بدانند در حق آنها اعتقاد نخواهند كرد .
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 221
مساهمون: محمد على قاضى طباطبائى
ص٢٢١