روزگار به يادگار مىگذارد اگر به شواهد اين مطلب پرداخته شود كلام به درازا مىكشد .
و استاد شيخ احمد فهمى محمد در كتاب ريحانة الرسول ( ص ) سيدنا الحسين ( ع ) در تأييد دفن شدن رأس مطهر در قاهره به نقل صدور كرامات صوفيانه از آن مشهد و مسجد عظيم پرداخته و به شرح خوابهاى فراوان همت گمارده كه ابدا در نزد ما به درد نخورده و ارزشى به آنها نمىتوانيم قايل باشيم رجوع شود به كتاب نامبرده از ص 183 تا آخر آن كتاب - طبع مصر .
وجود قبهء عاليه و مسجد بزرگ و ساختمان مهم در جايى دليل بر صحت آنچه معروف در ميان مردم است كه بدون تحقيق متوجه موضوعى مىشوند نمىباشد در قبرستان دمشق قبرى كه داراى قبهء عالى است منسوب به حضرت فاطمة بنت الحسين ( ع ) و حضرت سكينه بنت الحسين ( ع ) وجود دارد ولى دليل نمىشود كه آن دو بانوى با عظمت اسلامى در آنجا دفن شدهاند زيرا به موجب تواريخ معتبره هر دو بانوى معظمه در مدينهء منوره از دنيا رفته و در بقيع مدفونند .
در شيراز قبه مجلل بسيار عالى بر سر قبر ( احمد بن موسى ) ساختمان شده و داراى صحن و ضريح مهم و مسجد و غيره است و ميان مردم مشهور به قبر حضرت احمد بن امام موسى كاظم ( ع ) است و در ميان عجمهاى فارسى زبان مشهور به شاه چراغ شده است كه از سال يكهزارم بعد از هجرت اين شهرت و لقب پيدا گرديده و ظاهرا از ترهات صوفيه است .
قبرى كه در شيراز به نام ( شاه چراغ ) شهرت يافته در عصر اتابك ابو بكر بن سعد بن زنكى متوفى به سال 659 ه . ق ممدوح شيخ سعدى شاعر مشهور پيدا شده و قبل از آن ظاهرا اثرى از آن قبر نبوده و پس از پيدا شدن قبرش جسدش را ديدند كه پوسيده نشده و تغيير نيافته و در انگشتش خاتمى بوده « 1 » كه نقش آن اين است كه ( العزة للّه احمد بن موسى ) و از آن خيال كردهاند كه فرزند امام كاظم ( ع ) است .
و مورخ نسابه محقق على بن زيد بيهقى معروف به ابن فندق متوفى به سال 565 ه . ق كه با خاندان اتابك ابو بكر معاصر بوده و از معاصرين بلكه از شاگردان امام مفسر طبرسى ( ره ) صاحب مجمع البيان است در كتاب لباب الانساب - مخطوط - انكار كرده كه احمد بن امام موسى ( ع ) در شيراز مدفون شده باشد و گويد :
( و بعض النسابين يرون قبره و مزاره بشيراز و هذا مشهور من اغلاط العامة ) .
و معلوم مىشود قبل از شهرت قبل نامبرده در زمان اتابك ابو بكر مذاكره قبر مزبور و
هامش
( 1 ) . ر . ك : شد الازار ، ص 289 ، ط تهران ، 1328 ش تأليف معين الدين ابو القاسم جنيد شيرازى كه در سال 791 ق تأليف كرده و بعد از نقل نقش خاتم گويد : ( فعرفوه به ) يعنى از اين نقش خاتمش او را شناختند .