يزيد شخص خسيس بود و دنائت طبع داشت مخارج آنها را هرگز دو برابر نمىكند كه به عراق و زيارت قبر مبارك سيد الشهداء ( ع ) بيايند .
اين دليل هم مجرّد احتمال بيشتر نيست زيرا يزيد به نعمان كه همراه اسراى اهل بيت ( ع ) بوده و مأمور بود با تمام احترام آنها را به وطن خودشان برساند سپرده بود كه در اختيار آنها باشد و از اوامر آنها سر نپيچد و در اطاعتشان باشد و هر امر نمودند اطاعت نمايد و لذا هيچ گونه استبعاد ندارد كه امام ( ع ) به او امر كند كه قافلهء آنها را به عراق بكشد و او اطاعت كند چنان چه صريح تاريخ است كه خاندان رسالت بعد از آن كه از شام بيرون آمدند از نعمان خواهش كردند كه قطار قافلهء آنها را به كربلا برگرداند و او هم قبول كرد از كجا معلوم شده كه يزيد بطور سرّى به او دستور نداده بود كه اگر خاندان نبوت از او خواهش كنند كه آنها را به عراق ببرد او قبول نمايد و از امر آنها خارج نشود و شايد سياست وقت هم به جهت ملاطفت به افراد خاندان عصمت نيز آن دستور را اقتضا كرده است و اشخاص دنى و لئيم براى حيله و سياست و تزوير و صلاح كار خودشان مخارج زيادى را متحمل مىشوند و بيت المال مسلمين را در موارد زيادى بيهوده صرف مىكنند كه در آن احتمال استقرار رياست پنج روزهء خودشان را تصور كرده باشند از كجا معلوم كه يزيد پليد آن ملاحظات را نكرده است بلكه براى اسكات مردم و به جهت برگردانيدن افكار عمومى و كاستن از خشم مردم بعد از شهرت شهادت ريحانهء رسول اللّه ( ص ) كه از هر طرف و از گوشه و كنار بلاد اسلامى سيل خشم و نفرت به طرف يزيد هجوم مىآورده و قتل امام ( ع ) را به گردن ابن زياد مىانداخت و خود را بىاطلاع قلم داد مىكرد تا جلو نفرت و انزجار و غضب مردم را بگيرد تمامى اينها تقاضا كند كه خاندان رسالت ( ع ) را اسباب مهيا و فراهم بياورد كه به زيارت سيد الشهداء ( ع ) به كربلا بروند .
علامهء نورى ( ره ) فرموده : راوى قصهء آمدن اسراى اهل بيت ( ع ) به كربلا كه در لهوف نقل شده مجهول بوده و معلوم نيست .
در جواب اين فرمايش ايشان گفته مىشود : چنان چه خود محدث نورى ( ره ) اعتراف فرموده اين نقل از قبيل نقل تواريخ و وقايع و حوادث است كه مؤلفين در تأليفات خودشان نگارش مىدهند از قبيل روايات محدثين نيست كه با اسناد باشد و با سند مخصوص نقل شود و پى راوى بگرديم و از احوالش جستجو نمائيم و از احاديث مربوطه به احكام شرع نيست كه از احوال راويان احاديث آنها اطلاع به دست بياوريم و از عدالت و وثاقت آنها در سراغ باشيم و به اقوال اصحاب جرح و تعديل مراجعه نمائيم .
گرچه مورخين قديم و تاريخنويسان در دورانهاى سابق مانند طبرى و نظاير وى تواريخ
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: محمد على قاضى طباطبائى
ص١٥١