عيش و طرب اهل فسق و فجور كتاب نوشته نه براى بيان حقايق تاريخى تا مورد اعتماد در تاريخ شود .
چنان چه از فسق و فجورهاى خود آن مرد اموى مروانى نيز مقدارى دكتر زكى مبارك در كتاب نامبردهاش نقل كرده است .
پس به مجرد نشان دادن نام راوى خبرى را نبايد فريب خورد و مورد اعتماد و اطمينان قرار داد و به دليل اين كه چون فلان قضيهء تاريخى راوىاش معلوم است و با سند رسيده تكيه نمود و اعتماد كرد بلكه بايد اول خود مؤلف كتاب را در نظر گرفت و از حال او و مورد وثوق بودن او را به دست آورد و از ضابط و دقيق بودن مؤلف در نقل مطالب و قضايا و تواريخ بحث و تحقيق كرد و اگر در آن اوصاف مورد اعتماد گشت وثاقت و ديانت و امانت و عدالت او محرز شد اعتماد به كتابش و نقل مطالب و تواريخش و آنچه در كتابش نقل كرده مادامىكه اشتباه و اشكال در نقلياتش ثابت و محقق نشود نقليات او مورد اطمينان و اعتماد خواهد بود .
حالا آن چه كه سيد اجل اعظم سيد رضى الدين على بن طاووس الحسنى ( قدس سرّه ) در كتاب لهوف از آمدن اسراى اهل بيت ( ع ) به كربلا نقل فرموده گرچه راوى را ذكر نفرموده ولى به مراتب اعتماد به نقل آن بزرگوار بيشتر از نقليات سايرين است كه مطالب تاريخى را با سند و ذكر راوى نقل كرده باشند .
آيا به فرمايش سيدنا الامام المجتهد الاكبر استادنا السيد الحجة الكوهكمري ( قدس سرّه ) « 1 » :
ابو الفرج اصفهانى در كتابش مقاتل الطالبين مطالب و تواريخ را با سندهاى آنها نقل كرده چون اغلب نام راويان را ذكر نموده و مسندا به نقل آنها پرداخته مىتوانيم بر حسب مذاق شيعى امامى خودمان به همهء آنها اعتماد نماييم ؟ براى اين كه با سند نقل كرده ؟
در صورتى كه اغلب از رجال زيديه نقل كرده و چون ابو الفرج تظاهر به زيدى بودن
هامش
( 1 ) . مجتهد اكبر آية اللّه العظمى آقا سيد محمد بن فقيه كبير آقا سيد على حجت حسينى تبريزى كوه كمرى ( قدس سرّه ) مجتهد فقيه محقق جامع در علوم اسلاميه كه جمع ميان تتبع و تحقيق را در انواع علوم دينيه كرده بود و در تحقيق در نكات احاديث و آشنايى به مزاياى روايات و احاطه بر اخبار و آثار وارده از عترت طاهره يگانه و منحصر به فرد بود كسى را ياراى برابرى با وى نبود مرجع تقليد بر شيعه و در اجتهاد و فقاهت اعلم عصر بود و در سلاست تقرير و بيان شيوا يد بيضا مىنمود و در دقت نظر و اجتهاد در مبانى در اعلا درجه و مجتهد در مبنى بود قلم و بيان من از وصف كمالات علمى و عملى و ديانت و وثاقت و امانت و ورع و تقواى آن بزرگوار عاجز و قاصر است تأليفات زياد دارد متأسفانه تا امروز از آنها طبع و منتشر نشده است در روز دوشنبه سوم جمادى الاولى سال 1372 ه . ق به رحمت ايزدى پيوست و در قم در مقبرهء خاص در مدرسهء ( حجتيه ) كه از آثار خود آن بزرگوار است مدفون شد قدس اللّه روحه .