آنجا رجوع شود . « 1 »
و ناگفته نماند كه تاريخ هجرى مبدأش معلوم و روشن و صحيحترين تاريخ در ميان بشر است اما تاريخ ميلادى كه فعلا در ميان اتباع كليساهاى فعلى معمول است تاريخ صحيح نبوده و مبدأش غير معلوم و درست نيست . « 2 »
از قراين « 3 » و دلايل و اماراتى كه از آنها واضح مىگردد كه اصل وضع تاريخ از خود رسول اللّه ( ص ) بوده علاوه بر آن قراين كه ذكر شد :
عبارت از بعض اخبارى است كه از خود رسول اللّه ( ص ) نقل شده و در آنها پيغمبر اكرم ( ص ) تصريح فرموده كه اول محرم اول سال است يا جبرئيل عرض مىكند كه شهادت فرزندت حسين ( ع ) پس از شصت سال از هجرت تو خواهد شد يا تاريخ نامهها و عهدها كه امام امير المؤمنين ( ع ) از طرف رسول اللّه ( ص ) نگارش داده و در آنها تاريخ هجرى
هامش
( 1 ) . جنة المأوى ص 272 ، ط 1 تبريز و صص 211 - 212 ، ط 2 تبريز ، 1397 ه . ق .
( 2 ) . چون در تاريخ تولد حضرت مسيح ( ع ) شش و يا هفت قول مختلف موجود است و تاريخ ميلادى معمول در عالم مسيحيت فعلى با آن اقوال كه با همديگر اختلاف زياد داشته و فاصله بيشتر دارند نمىسازد و اين تاريخ ميلادى پس از سالهاى دراز بعد از حضرت مسيح ( ع ) ساخته شده است و اين كه مورخين در تعيين مدت و فترت ميان حضرت مسيح ( ع ) و ميان ظهور خاتم الأنبياء ( ص ) اختلاف دارند منشأ آن اختلاف در تاريخ ولادت مسيح ( ع ) است و لذا بعضى از مورخين گفته : 600 سال فاصله بوده و بعضى گفته : 570 و بعضى گفته : 622 و بعضى قائل است : 568 تا هجرت رسول اللّه ( ص ) است و بعضى گفته : كه مبعث در سال 610 ميلادى بوده و بعضى از مفسرين گفته : كه بعثت در 550 بوده و بعضى گويد : در سال 460 و غير از اينها اقوال ديگرى نيز وجود دارد .
و منشأ اختلاف عبارت از اختلاف ميان مورخين در ولادت حضرت عيسى ( ع ) است نه در زمان هجرت رسول اللّه ( ص ) زيرا در زمان هجرت آن حضرت اختلافى وجود ندارد .
اين كه گفته شد : تاريخ ميلادى پس از سالهاى دراز ساخته شده ، يكى از اهل تحقيق در ديباچهء كتاب قصه سكندر و دارا مطبوع در سال : 1343 ش در ايران - چاپخانهء صبح امروز ص ( سى و دو ) گويد : تاريخ ميلادى كه امسال سال 1964 آن است فقط از ده قرن پيش قرار داده شده و سابقهء استعمال ندارد و تا قرنها بعد در همهء اروپا معمول نبوده است .
بايد تحقيق كرد كه چه پيش آمده كه ده قرن پس از ميلاد كليسا به فكر وضع تاريخ براى ميلاد افتاده ؟ و چرا اين تاريخ پس از قرار داد تا مدتى در همهء كشورهايى كه دين عيسوى دين رسمى بوده پذيرفته نشده است و نيز رجوع شود به صفحهء ( چهل و پنج ) آن كتاب نامبرده .
و در اينجا به مناسبت تاريخ ولادت حضرت عيسى ( ع ) متذكر مطلبى شدم و آن را در تعليقات كتاب نگارش خواهم داد ان شاء اللّه تعالى و لذا به تعليقات رجوع شود .
( 3 ) . از اينجا تا آخر مطلب از اضافت در طبع دوم كتاب است .