محدث نورى ( ره ) فرموده : كه اختلافات در عدد جراحات آن حضرت در روز جنگ احد قابل جمع است به نحوى كه مخالفتى در اخبار نباشد و بايد در محل خود ذكر شود .
كاش به جمع ميان آن اخبار در همينجا متعرض مىشد و لا بد بايد بفرمايند كه عدد مفهوم ندارد شانزده جراحت هشتاد را نفى نمىكند بلى درست است كه مفهوم عدد حجت نيست ولى اضطراب روايت در جاى خود باقى مىماند و آن را موهون مىسازد و اضطراب از بين نمىرود و از اعتبار ساقط مىكند شانزده با نود و چهل با هشتاد چه مناسبت دارد پس چه جهت داشته كه عدد جراحات اين اندازه با اضطراب بدون ضبط نقل شده است ؟
محدث نورى ( ره ) از كتاب اختصاص شيخ مفيد ( ره ) نقل كرده كه روايت فرموده كه چون آن حضرت از جنگ احد برگشت هشتاد جراحت در بدن مباركش بود و فتيلهها را چون در زخمى داخل مىكردند از زخم ديگر بيرون مىآمد و آن جناب مانند گوشت جويده شده بود و بر روى پوستى جنابش را گذاشته بودند . « 1 »
محدث معظم نورى ( ره ) فرمايش شيخ مفيد ( ره ) را در ادّعاى اين كه ابدا زخمى به بدن مبارك امير المؤمنين ( ع ) نرسيده از مطالبى مىشمارد كه نمىتوان باور كرد و باور كردنش بر وى مشكل مىشود ولى اين نقل كه به زخمهاى امير المؤمنين ( ع ) فتيله مىگذاشتند و چون داخل در زخمى مىكردند از زخم ديگر بيرون مىآمد و آن جناب مانند گوشت جويده شده بود اين خبر را باور مىفرمايد در صورتى كه كسى كه زخمهايش به آن صفت و شكل رسيده باشد آيا زنده مىماند ؟ و خونريزى زخمها او را از پا درنمىآورد ؟ آيا بدن مثل گوشت جويده شده باشد دوباره التيام مىپذيرد ؟ مگر به طريق خارق العاده صحت بيابد . چنانچه گويند كه رسول اللّه ( ص ) دست مبارك به بدن آن حضرت كشيد و صحت يافت اگر اين خارق العاده در اينجا قبول شود پس چرا در ادّعاى شيخ مفيد ( ره ) قبول نمىشود در صورتى كه شيخ ( ره ) تصريح فرموده كه زخم نديدن بدن مبارك امام ( ع ) از آيات باهرهء الهيّه بوده است پس امكان دارد پيغمبر اكرم ( ص ) دست مبارك خود را به بدن امام ( ع ) كشيده كه ابدا زخم نبيند چنانچه در قضيهء خيبر كه چشمهاى مبارك امام ( ع ) رمد داشت از بركت آب دهن مبارك رسول اللّه ( ص ) كه ماليد تا آخر عمرش درد چشمى نديد « 2 » . و نيز از اثر دعاى پيغمبر اكرم ( ص )
هامش
( 1 ) . لؤلؤ مرجان ، ص 161 .
( 2 ) . ر . ك : نفحات اللاهوت فقيه اعظم شيخ على كركى عاملى ( قدس سرّه ) مشهور به ( محقق ثانى ) صاحب جامع المقاصد متوفى 940 ه . ق صص 59 - 60 ، ط نجف كه در سال 1360 ه . ق طبع گرديده و نظر به