و اما اين كه محدث نورى ( ره ) سرعت سير قافله را از شام به مدينه چنانچه از شام به كربلا استبعاد كرده و فرمايش وى جز استبعاد چيز ديگرى بيش نيست از آنچه در گذشته از تواريخ و شواهد بر سرعت سير در آن زمانها نگارش يافت همهء آن استبعادها را از ميان مىبرد .
و نيز ناگفته نماند كه شيخ مفيد ( ره ) در كتاب ارشاد اغلب قضاياى مشهور و مسلمه را نقل كرده و در مواردى كه به طريق آحاد نقل شده به آنها اعتنا و اعتماد نفرموده و چون مراجعت اسراى اهل بيت ( ع ) پس از خلاصى از اسارت به مدينه از مسلمات و جاى شبهه و اشكال نيست و لذا آن را نقل فرموده ولى اشاره به قضيهء اربعين اول نفرموده است . چون به اصطلاح استطرادا در بين راه واقع شده و به دليل گفتهاند كه قطار ما را به عراق و كربلا بكشيد و بيشتر از دو سه روز در كربلا نماندهاند و بر حسب عادت اين قبيل قضايا با مرور زمان روشن مىشود .
و در اينجا خوب است به اين نكته اشاره شود : محدث نورى ( ره ) عدم نقل شيخ مفيد ( ره ) را در قضيهء اربعين براى خود مدرك قرار مىدهد و گفتيم كه آن مدرك و دليل نمىشود ولى مطلبى كه شيخ مفيد ( ره ) آن را از مسلّمات دانسته و نقل كرده محدث نورى ( ره ) در آن اشكال نموده و خواسته با نقليات آحاد و غير معتمده آن مطلب را تضعيف نمايد چنانچه شيخ مفيد ( ره ) در ارشاد فرموده :
و من آيات اللّه تعالى الخارقة العادة فى امير المؤمنين ( ع ) انه لم يعهد لاحد من مبارزة الاقران و منازلة الابطال ما عرف له ( ع ) من كثرة ذلك على مر الزمان ثم انه لم يوجد فى ممارسى الحروب الامن عرته بشرّ و نيل منه بجراح أو شين الا امير المؤمنين ( ع ) فانه لم ينله مع طول زمان حربه جراح من عدو و لا شين و لا وصّل اليه احد منه بسوء حتى كان من امره مع ابن ملجم على اغتياله اياه ما كان و هذه اعجوبة افرده اللّه بالآية فيها و خصه بالعلم الباهر فى معناها و دل بذلك على مكانه منه و تخصصه بكرامته التى بان بفضلها من كافة الانام « 1 » .
محدث نورى ( ره ) در لؤلؤ مرجان در ترجمهء كلام شيخ اعظم مفيد ( ره ) گويد : حاصل ترجمهء آن كه مدت زمان محاربه و مجادلهء آن حضرت در ميدان معركه با دشمنان از ايام محاربه از همه شجاعان و هزبران روزگار بيشتر بود و پيدا نشود از دليران كه پيوسته ايام مشغول كارزار بودند كسى مگر آن كه صدمه از عدوى خود خورده و جراحتى به او رسيده يا عيب و نقصى در
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ص 163 ، ط تبريز ، 1308 ق .