تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
براى نفوذ به قلعهء خيبر قرار دادم و آن را در ميان خندق انداختم . مردى عرض كرد : آيا از بلند كردن آن در سنگينى احساس كردى ؟ فرمود : سنگينى آن در مانند سنگينى سپرى بود كه در ميدانهاى ديگر از آن استفاده مىكردم . سيره‌نويسان گفته‌اند وقتى كه مسلمانان از كار فتح خيبر بازمىگشتند ، خواستند آن در را بردارند اما كمتر از هفتاد نفر از آنان كه به يكديگر كمك مىكردند موفق به برداشتن آن در نشدند . اين نكات در جلد قبل ، نقل شد ولى در اين جلد در قسمت جنگ خيبر در اين‌باره بيشتر سخن خواهيم گفت . ابن ابى الحديد گويد : على ( ع ) در توانايى و زورمندى ، ضرب المثل بوده است . ابن قتيبه در كتاب معارف نوشته است : على با كسى كشتى نگرفت جز آنكه او را بر زمين زد . و هم اوست كه در خيبر را از جا بركند و گروهى از مسلمانان جمع شدند تا آن را برگردانند اما نتوانستند . على بود كه توانست بت هبل را كه بتى بزرگ و عظيم بود ، از بالاى كعبه به زير افكند و هم اوست كه صخرهء عظيمى را پس از آنكه سپاهيانش نتوانستند آن را جابه‌جا كنند ، از جا برداشت و آبى از زير اين صخره روان شد . در مورد هشتم كه دربارهء شجاعت آن حضرت در جنگ خيبر سخن گفتيم ، ياد كرديم كه وى در آن جنگ در قلعهء خيبر را از جاى بركند و هفتاد نفر براى بلند كردن در ، كمك كردند اما ناموفق ماندند . در روايتى آمده است كه هشتاد نفر كوشيدند تا آن در را برگردانند اما نتوانستند و اين امر خارج از توان معمولى و عادى بشر است . ابن ابى الحديد گويد : ابن فارس صاحب الجمل مىگويد ابن عايشه گفته است : ضربات على ( ع ) در جنگ بىهمتاست اگر اصابت كند مىدرد و اگر اشاره كند مىخراشد . و هم على ( ع ) بود كه در جنگ صفين حريث ، بندهء معاويه را كه به تشويق عمرو بن عاص به جنگ على آمده و معاويه براى او حساب بسيارى باز كرده بود ، به دو نيم كرد . حريث در آن روز سلاح معاويه را دربر كرده و همانند او بود . معاويه به او سپرده بود كه نيزه خود را تا آنجا كه مىتواند دقيقا به على ( ع ) نشانه بگيرد و پرتاب كند . و هم على بود كه سوار را با دست از روى اسبش برگرفت و او را از بالاى سر بر زمين افكند . در جنگ صفين پس از آنكه كيسان صاحب احمر را كشت ، احمر بردهء بنى اميه براى فرود آوردن ضربت به امير المؤمنين قدم در ميدان جنگ نهاد . آن حضرت دست در شكاف زره احمر انداخت و او را از روى اسب گرفت و بر شانه‌هايش حمل كرد و سپس وى را از بالاى سرش به زمين انداخت و در نتيجه شانه و بازوى احمر خرد شد و حسين ( ع ) و محمد حنفيه به او هجوم بردند . اگر على ( ع ) ساعد كسى را در اثناى نبرد مىگرفت در حقيقت بر او چيره شده بود و طرف مقابل قدرت نفس كشيدن را از دست مىداد . ابن عبد البر در اين‌باره در كتاب استيعاب مىنويسد : در ليلة المبيت ( شبى كه على ( ع ) به جاى پيغمبر خفت تا آن حضرت از
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 67 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين