تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
بر عهده بگيرد . على به ابن عباس گفت : عثمان مرا همانند شترى دانسته كه از چاه دلو بيرون مىكشد . روى مىآورم و پشت مىكنم . كسى را به دنبال من فرستاد كه بيرون بروم . اينك به من پيغام داده كه بيرون شو . به خدا قسم از او آن‌قدر دفاع كرده‌ام كه مىترسم به درگاه خداوند ، مرتكب گناه شده باشم . طبرى نوشته است : عثمان به معاويه و ابن عامر و فرماندهان لشكر نامه نوشت و از آنان يارى خواست اما معاويه كاهلى ورزيد و عثمان در قضيهء خود با افراد محرم به خود مشورت كرد . آنان به وى گفتند : كسى را در پى على بفرست و از او بخواه تا مردم را برگرداند و به آنان چيزهايى را بدهد كه مردم خواهان آنند تا بدين وسيله راضى شوند و اين كار را آن‌قدر طول دهد تا كمك از راه برسد . عثمان گفت : مردم مهلت نمىپذيرند من در بار اول هر كارى كه شد كردم . آن‌گاه مروان گفت : هرچه از تو مىخواهند به ايشان بده و فرصت كافى در اختيار آنها گذار . اينان كسانىاند كه بر تو شوريده‌اند و به هيچ عهد و پيمانى هم پاىبند نيستند . عثمان ، على را خواست و به او گفت : مىبينى مردم چه مىكنند ؟ ! من از آنها بر جان خود بيمناكم . ايشان را از من دور كن و من هرچه آنها از حق خود و ديگران بخواهند ، به آنها مىدهم . على گفت : مردم به عدالت تو بيش از كشتن تو نيازمندند . اينان جز با فراهم آمدن موجبات رضايتمندىشان ، خرسند نمىشدند . من قبلا از جانب تو به آنها قولى داده‌ام كه تو به آن وفا نكردى . پس اين‌بار به آنان خيانت مكن . من نيز به نيابت از تو حق ايشان را مىدهم . عثمان گفت : حق آنان را بده . به خدا ديگر صبرى براى آنها نيست . پس على به ميان مردم رفت و گفت : شما حق خود را خواستاريد و از آن هم برخوردار خواهيد شد و عثمان خودش در ميان شما عدالت و انصاف روا خواهد داشت . مردم از على خواستند ، آنان را مطمئن سازد . ازاين‌رو گفتند : ما به گفتهء تنها ، رضايت نمىدهيم . على به نزد عثمان برگشت و او را از خواست مردم آگاه كرد . عثمان گفت : ميان من و مردم ضرب الاجلى تعيين كن . زيرا من نمىتوانم در عرض يك روز هرچه را كه در نظر اينان ناپسند است ، تغيير دهم . على گفت : مسائلى كه مربوط به مدينه است ، مهلت نمىخواهد . اما مسائلى كه به جاهاى ديگرى غير از مدينه ربط دارد ، مهلت آن رسيدن دستور توست . عثمان گفت : باشد . پس در مورد نابسامانيهاى مربوط به مدينه سه روز به من مهلت بده . مردم خواستهء عثمان را پذيرفتند . و ميان او و مردم يادداشتى نوشته شد كه هر شكايتى بايد مورد بررسى قرار گيرد و هر عاملى كه مردم او را دوست نمىدارند ، عزل شود . به اين ترتيب مردم از عثمان دست باز داشتند . ولى عثمان پنهانى خود را آمادهء جنگ مىكرد و به سلاح مجهز مىشد و سپاهى فراهم كرد . چون مهلت سه‌روزه سپرى شد و هيچ دگرگونى در اوضاع حاصل نشده بود ، مردم بر وى شوريدند . گروهى از مصريان به سوى ذى خشب حركت كردند و چون از
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 452 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين