تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
آنجا ماند تا آب به عثمان رساند . ابن ابى الحديد گويد : واقدى و مدائنى و ابن كلبى و ديگران روايت كرده و نيز ابو جعفر طبرى و ديگر مورخان نوشته‌اند : وقتى على ، مصريان را رد كرد . آنان پس از گذشت سه روز بازگشتند و نامه‌اى را در لوله‌اى سربى يافتند و گفتند ما غلام عثمان را در محلى به نام تويت بر شترى از شتران زكات ديديم و چون كار او در نظر ما مشكوك بود به تفتيش بار او پرداختيم و اين نامه را در آنجا پيدا كرديم كه مضمون آن چنين بود : عثمان به عبد الله بن سعد بن ابى سرح ( عامل عثمان بر مصر ) فرمان داده بود تا عبد الرحمن بن عديس و عمرو بن حلق را دستگير كرده آنان را تازيانه بزند و سر و ريش آنان را بتراشد و به زندانشان افكند و گروهى ديگر از مصريان را نيز دار بزند . گفته شده كسى كه از او نامهء عثمان را گرفتند ابو الاعور اسلمى بود . ( شايد اين مرد نيز با غلام عثمان همراه بوده است ) . مردم به نزد على آمدند و از او خواستند كه پيش عثمان برود و از او دربارهء علت نوشتن اين نامه سؤال كند . على پيش عثمان رفت و از او در اين‌باره پرسش كرد . عثمان به خداوند قسم ياد كرد كه نه اين نامه را نوشته و نه از آن آگاه بوده و نه به نوشتن آن فرمان داده است . محمد بن مسلمه گفت : عثمان راست مىگويد بلكه اين از كردارهاى مروان است . عثمان گفت : من نمىدانم . مصريان گفتند : آيا مروان مردم را بر تو دلير مىكند و غلام تو را بر شترى از شتران زكات مأموريت مىدهد و پاى نامه را با انگشترى تو مهر مىزند و دستور انجام چنين اقدامات فضيحت‌بارى را به عامل تو صادر مىكند و تو از اين همه بىخبرى ؟ ! عثمان گفت : آرى بىخبرم . آنان گفتند : پس اگر دروغ مىگويى بايد از اين مقام خلع شوى كه به ناحق كس ديگرى را فرمانروايى داده‌اى و اگر راست مىگويى باز هم بايد خلع شوى كه خليفه‌اى ضعيف هستى . داد و فرياد اوج گرفت . على برخاست و مصريان با او بيرون رفتند . آن حضرت به جانب خانه‌اش روان شد . واقدى گويد : مصريان ، كوفيان و بصريان عثمان را به محاصره درآوردند . عثمان در روز جمعه براى اقامهء نماز جمعه با مردم بيرون رفت و بر منبر ايستاد و گفت : اى مردم ! اهل مدينه مىدانند كه شما بر زبان محمد نفرين شده‌ايد . پس اينك اشتباه خود را با اقدامى صواب جبران كنيد . محمد بن مسلمه برخاست و او را تصديق كرد و حكيم بن جبله او را بر جايش نشانيد . زيد بن ثابت نيز برخاست اما قتيرة بن وهب او را بر جايش نشانيد . آشوبگران حمله كردند و مردم سنگ مىانداختند تا آنان را از مسجد بيرون راندند . آنان نيز به عثمان سنگ پرتاب كردند و وى بر فراز منبر از حال رفت و با همان بيهوشى ، وى را به خانه‌اش بردند . على و طلحه و زبير به خانهء عثمان رفته او را به هوش آوردند . گروهى از بنى اميه و از جمله مروان بن حكم در خانهء عثمان حضور داشتند . آنها به على گفتند : تو ما را نابود كردى و
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 449 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين