اوضاع آگاهى يافتند به مدينه قدم نهادند .
طبرى گويد : محاصره كنندگان عثمان ، نگران رسيدن سپاهيان از شام وبصره بودند كه ممكن بود آنان را از محاصرهء عثمان بازدارد وميان عثمان و مردم حايل شوند . از اين رو تمام چيزها و حتى آب را از عثمان بازداشتند عثمان به طور مخفيانه كسى را به سوى على و همسران پيامبر فرستاد و به آنان پيغام داد كه اينان آب را از ما دريغ كرده ند . پس على در تايكى شب سر رسيد و در مقابل مردم ايستاد و آنان را موعظه كرد و گفت : كارى كه شما مى كنيد ، مانند عمل مؤمنان و نيز كار كافران نيست . ايرانيان وروميان اسير مى گيرند ، اما به اسراى خود آب و غذا مى دهند . از خدا پروا كنيد و از ايشان آب را دريغ مداريد . پس آن جماعت بر على تند شده گفتند : يك جرعه آب هم به او نمى دهيم . وقتى على جديت و سر سختى مخالفان را ديد عمامهء خود را به خانه عثمان پرت كرد و به او فهمانيد كه آمده است .
طبرى گويد : جسد عثمان سه روز بر زمين ماند و به خاك سپرده نشد . سپس حكيم بن حزام وجبير بن مطعم ، با على گفت و گو كردند و از او اجازهء دفن عثمان را گرفتند . على نيز به آنان اجازه داد . چون مردم خبر به خاكسپارى عثمان را شنيدند ، عده اى از آنان با سنگ در راه نشستند و عده اى ، كه حسن بن على و ابن زبير نيز در ميان آنان بودند ، خانواده عثمان را همراهى مى كردند . مردم در وقتى ما بين مغرب و عشا ، پس از يكى از ديوارهاى مدينه به نام حش كوكب در بيرون از بقيع در آمدند و بر جنازهء عثمان نماز گزاردند . عده اى از انصار براى بازداشتن مردم از خواندن نماز بر جنازهء عثمان ، آمدند امام على ( ع ) يكى را به نزد آنان فرستاد و كسانى را كه تابوت عثمان را سنگباران مى كردند ، و نيز كسانى را كه براى جلوگيرى از اقامهء نماز سنگ پرانى مى كردند ، از اين كار بازداشت .
در نهج البلاغه دربارهء قتل عثمان ، در ضمن خطبه اى على ( ع ) مى فرمايد : اگر من به كشتن عثمان فرمان مى دادم ، قاتل او مى شدم و اگر از اين كار نهى مى كردم ياور او به حساب مى آمدم . ليكن كسى كه او را يارى كرده نمى تواند بگويد : من از كسى كه او را يارى نكرد بهترم ، همچنين كسى كه عثمان را يارى نداد نمى تواند بگويد : كسى كه او را يارى كرد از من بهتر است . من اينك علت كشته شدن عثمان را بيان مى كنم . عثمان خلافت را به خود اختصاص مى داد و در آن را استبداد پيش گرفت و خودسرى كرد . او بد كرد كه چنين امرى را عهده دار شد و در آن خودكامگى روا داشت . شما هم بى تابى كرديد و با اين بى تابى بد كرديد و خداى را حكم ثابت است دربارهء كسى كه استبداد به خرج داده و خودسرى كرده و كسى كه در كشتن او بى صبرى پيشه كرده است .
ابن ابى الحديد مى نويسد : ظاهر اين سخن آن است كه گويا على ( ع ) نه به كشتن عثمان
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 453
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٤٥٣