امر فارغ شد و بر پيامبر نماز گزارد و مردم نيز بر او نماز خواندند ، همه اعم از كسانى كه بيعت كرده يا نكرده بودند در مسجد جمع شدند و پس بنى هاشم كه زبير بن عوام در ميان آنان بود به دور على گرد آمدند . بنى اميه نيز به گرد عثمان بن عفان و بنى زهره به دور عبد الرحمان بن عوف اجتماع كردند . تمام اينها در مسجد بودند چون ابو بكر به همراه عمرو ابو عبيده بن جراح به آنان رو كردند و گفتند : چرا شما را گروههاى پراكنده مىبينم ؟ ! برخيزيد و با ابو بكر بيعت كنيد . آنگاه انصار و مردم با او دست بيعت دادند . عثمان و عبد الرحمن و هركس كه با اين دو بود برخاسته با ابو بكر بيعت كردند و على و بنى هاشم درحالىكه زبير بن عوام هم با آنها بود به سوى خانهء على بازگشتند .
آنچه ابو سفيان كرد
شيخ مفيد مىنويسد : ابو سفيان درحالىكه على و عباس نگران كار پيامبر بودند به در خانهء رسول خدا آمد و بانگ داد : اى بنى هاشم ! مردمان در كار شما طمع نبندند ، به خصوص تيم بن مره يا عدى . پس امارت نيست مگر در ميان شما و به سوى شما و هيچكس جز ابو الحسن على شايستهء امارت نيست . سپس با صداى بلند گفت : اى بنى عبد مناف آيا مىپذيريد كه ابو فصيل بر شما حكومت كند . هشداريد كه بر خداوند سوگند اگر بخواهيد اين شهر را از سواره و پياده برايشان پر مىكنم .
على به بانگى بلند به او پاسخ داد و گفت : اى ابو سفيان برگرد كه تو در اين سخنان خداوند را در نظر نمىگيرى و براى خداوند به چنين كارى اقدام نكردى تو پيوسته در كار اسلام و مسلمانان حيلهانديشى كردهاى . ما اكنون به انجام كارهاى رسول خدا مشغوليم و هركس مسئول چيزى است كه به دست آورده و صاحب چيزى است كه كسب كرده .
ابو سفيان به مسجد بازگشت و در آنجا بنى اميه را ديد كه اجتماع كرده بودند پس آنان را بر گرفتن خلافت برانگيخت اما آنان نيز به گفتار وى وقعى ننهادند . ظاهرا اين گفتار ابو سفيان در آغاز كار و بيش از بيعت مسلمانان با ابو بكر بود و ابو سفيان بدين وسيله قصد داشته اين موقعيت را از آنان بگيرد . وى مىدانست كه ابو بكر از قبيلهء تيمى و عمر از قبيلهء عدوى است و در پى گرفتن امارت برآمده بودند و گروه اين دو تن هم قدرت داشتند . بنابراين ابو سفيان به جانب بنى هاشم آمد و آنان را تحريك مىكرد و به ايشان وعدهء يارى مىداد تا شايد بتواند آنها را براى مبارزه با شيخين به ميدان درآورد زيرا او به خوبى پى برده بود كه نزديكترين گروهها براى معارضه با گروه شيخين همين بنى هاشم هستند و چون اين دو به مخالفت و جنگ با يكديگر برخيزند آتش فتنه در اسلام روشن خواهد شد . و اين نيت اصلى ابو سفيان بود زيرا وى به دلخواه و ميل خود مسلمان نشده و عصبانيت و كينهء او از اسلام فروننشسته