فراموش كردهام . بنابراين سعيد بن جبير مردد است در اينكه ابن عباس وصيت سوم را نگفته يا فراموش كرده است .
روايتى كه طبرى آن را نقل كرده اين مطلب را توضيح داده است . در آن روايت آمده :
وى عمدا از گفتن وصيت سوم خوددارى كرد . يا گفت : آن را فراموش كردم . اين روايت آشكار مىكند كه ابن جبير ترديد دارد در اينكه ابن عباس سومين وصيت را از روى عمد نگفته يا اظهار كرده است كه آن را فراموش كرده ، و چون آن را از ياد برده از گفتن آن خاموش مانده است . در اين صورت گمان ما چنين تقويت مىشود كه آنچه در روايت طبقات آمده كه : « نمىدانم گفت فراموش كردم يا عمدا از گفتن آن صرفنظر كرد » ، صواب است و تبديل كلمهء قال به قالها از نسّاخ است . و قولى كه در المستخرج ابو نعيم ذكر شده است شايد از استخراج خود وى باشد . به هر ترتيب سكوت ابن عباس از مطرح كردن وصيت سوم پيامبر بسيار جلبنظر مىكند . و چگونه ابن عباس عمدا از مطرح كردن وصيت پيامبر كه در آخرين ساعات حيات آن حضرت بيان شده ، صرفنظر مىكند و چرا با آنكه مىداند كه چه گناه و عقوبتى به خاطر كتمان علم وجود دارد آن را پنهان مىكند ؟ اين سخنى است كه هيچ عاقلى بدان تسليم نمىشود . پس مطرح نكردن اين وصيت از روى عمد بايد به خاطر عذر معمولى باشد عذر به جز بيم و خوف نبود زيرا هرگونه عذر ديگرى به جز ترس و بيم پذيرفته نيست . و اگر انگيزهء ابن عباس از مطرح نكردن وصيت سوم ترس بوده ، پس ناگزير بايد اين وصيت در حكم ماجراى روز غدير باشد . زيرا از چيزى غير از اين بيم نمىرفت . و اگر ابن عباس گفت : آن را فراموش كردم ، عقل نيز آن را نمىپذيرد . چرا كه ابن عباس در قدرت حافظه و دانش فراوان مشهور و معروف بود و هرگز نمىتوانسته وصيت پيامبر را كه در پايانىترين لحظات حيات آن حضرت از وى شنيده و منحصر در چند كلمهء معدود بوده است از خاطر ببرد يا در حفظ كردن آنها سستى ورزد ! او كسى بود كه هشتاد بيت از يك غزل ابن ابى ربيعه را به خاطر سپرد و سپس آن را از آخر به اول از حفظ بازخواند ، او كه در توصيف خود مىگفت : هرگز سخنى نشنيدم كه آن را فراموش كنم و همانا من صداى نائحه ( نوحهكننده ) را مىشنيدم و از بيم آنكه آنچه را مىگويد به خاطر نسپرم ، گوشهايم را مىبستم ، با چنين حافظهاى ممكن نبود كه چنين وصيتى را كه در چند كلمهء كوتاه و مختصر عنوان شده بود از ياد ببرد . همينطور نمىتوان گفت كه وى عمدا به نقل سومين وصيت نپرداخته است . هم مىتوان چنين گفت كه ابن عباس يا راويان به خاطر ترسى كه از مطرح شدن مضمون اين وصيت داشتهاند ، آن را نقل نكردهاند . و اگر بپذيريم كه ابن عباس از گفتن اين وصيت سكوت كرده و سعيد بن جبير آن را فراموش كرده يا آنكه سعيد بن جبير آن را نگفته و سليمان آن را از ياد برده ، اين وصيت از جمله چيزهايى نبوده است كه ابن جبير و
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 396
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٣٩٦