تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩

سال چهارم هجرى

غزوهء بنى نضير

قبلا در جلد اول از سيرهء نبوى ، دربارهء رخدادهاى اين سال سخن گفتيم . و در اينجا تنها به ذكر وقايعى بسنده مىكنيم كه با زندگى امير المؤمنين ( ع ) بستگى دارد . اگرچه ممكن است در نقل پاره‌اى از مطالب تكرار صورت پذيرد . بنى نضير طايفه‌اى از يهوديها بودند كه در نزديكى مدينه زندگى مىكردند و ميان آنها و پيامبر عهدنامه‌اى منعقد شده بود . اما آنان پيمان خود را شكستند . بدين ترتيب كه چون پيامبر در كنار خانه‌هاى آنان نشسته بود ، ايشان كمر به قتل پيامبر بستند و مىخواستند با انداختن صخره‌اى بر روى پيامبر كار آن حضرت را تمام كنند . پيامبر از طريق وحى از قصد پليد يهود آگاهى يافت . و متعاقبا كسى را به سوى يهود فرستاد و به آنان پيغام داد كه از شهر من بيرون رويد و اكنون كه دست به خيانت آلوديد با من در اين شهر سكنى نگيريد . حضرت ( ص ) براى آنان ده روز مهلت تعيين كرد تا از شهر خارج شوند . بنى نضير نيز گفتند : ما از شهر بيرون مىرويم . عبد الله بن ابى بن سلول ، كسى را به نزد ايشان فرستاد و گفت : از شهر خارج نشويد . و به آنان وعدهء پيروزى داد و حى بن اخطب ، رئيس آنها را ، تطميع كرد . سلام بن مشكم ، رئيس ديگر بنى نضير ، حى بن اخطب را از بيرون رفتن از مدينه بازداشت و در نتيجه حى نيز از خارج شدن از شهر ، خوددارى كرد . پس پيامبر رايت خود را به دست على داد و به سوى بنى نضير روانه شد . نماز عصر را اقامه كرد در جايى كه پيامبر اردو زده بود ، يهوديان تيرى به طرف خيمهء او پرتاب كردند . شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : وقتى پيامبر به طرف بنى نضير حركت كرد ، چون به پايين قلعه‌هاى آنها رسيد ، فرمان داد خيمه‌اش را در آخرين نقطه از زمينهاى فرورفته‌اى ، از زمينهاى بنى حطمه برپا كنند . زمانىكه شب فرارسيد يكى از افراد بنى نضير تيرى به سوى