ديگر از مسلمانان فرمان داد تا در سويى ديگر جاى گيرند . طبرى گويد : پيامبر به زبير پيغام داد تا بر خالد بن وليد حمله كند . اين فرمان گوياى آن است كه گروه زيادى از مسلمانان در ركاب او بودهاند . چون پيامبر به جايى به نام شيخان رسيد از لشكر خودسان ديد و شب را در همانجا به سر برد . سپس در سپيدهدم به راه افتاد و به باغى به نام شوط در ميان راه مدينه واحد رسيد و نماز صبح را در آنجا اقامه كرد . از همين مكان بود كه عبد الله بن ابى بن سلول به همراه سيصد تن از منافقان بازگشت و پيامبر با هفتصد تن از يارانش در اين مكان باقى ماند .
چون پيامبر از منطقهء شيخان عزم رفتن كرد ، مشركان نيز به آرايش سپاه خود پرداختند .
پيامبر به كوهى به نام احد كه از مدينه در حدود دو ساعت فاصله داشت ، رسيد . پس كسى را در پشتسرش قرار داد و مشركان نيز آمدند . آنان مدينه را در پشتسر و كوه احد را روبهروى خود قرار دادند . مشركان در زمان جاهليت لواى خود را به شخصى به نام طلحة بن ابى طلحه از قبيلهء بنى عبد الدار داده بودند چون پيامبر از اين مطلب آگاهى يافت ، لوا را از على گرفت و آن را به مردى از بنى عبد الدار به نام مصعب بن عمير سپرد و گفت : ما به وفا كردن حق اين لوا از ايشان سزاوارتريم . چون مصعب به شهادت رسيد ، پيامبر آن لوا را به على بازگردانيد . زيرا مشركان قريش لواى خود را در آن روز به افراد قبيلهء بنى عبد الدار سپردند . چون در زمان جاهليت ، لواى قريش به دست اين خاندان بود . پيامبر نيز براى مقابله به مثل لوا را به مصعب بن عمير از قبيلهء بنى عبد الدار داد و فرمود : ما در وفادارى از ايشان سزاوارتريم . البته مقصود پيامبر آن نبود كه كسى ديگر وفادارتر از على به حق اين لوا وجود دارد . براى همين مىبينيم كه با شهادت مصعب ، رسول خدا لوا را به على ( ع ) بازگرداند .
شيخ مفيد مىنويسد : على ( ع ) در آن روز صاحب رايت و لوا شد . معناى اين عبارت آن نيست كه آن حضرت رايت و لوا را با هم بر دوش مىكشيد بلكه مراد آن است كه پيامبر انتخاب يكى از آن دو را به عهدهء على گذاشت چنانكه اين كار در ديگر ولايات مرسوم و متداول است . يا آنكه مىتوان عبارت را چنين توجيه كرد كه على يك بار لوا را حمل مىكرد و بار ديگر رايت را بر دوش مىكشيد . مشركان صفوف خود را مرتب كردند و دو جناح راست و چپ خود را آرايش دادند . آنها دويست اسب به همراه خود داشتند . در جناح راست ، خالد بن وليد و در جناح چپ عكرمه بن ابو جهل قرار گرفتند . پيامبر نيز صفوف سپاهيان خود را منظم كرد و تيراندازان را در پشت سپاه و در دهانهء شكافى كه در كوه احد بود ، جاى داد . تعداد تيراندازان به پنجاه تن مىرسيد . آن حضرت عبد الله بن جبير را به فرماندهى تيراندازان گماشت و به آنان فرمود : با پرتاب كردن تير ، دشمن را از ما دور كنيد تا مبادا از پشت به ميدان جنگ روى آورند . سواران دشمن را تيرباران كنند تا نتوانند پيشروى كنند .
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢٣٧