تو باشم .
هنگامىكه شب فرارسيد و پيامبر دستور داد تا زنها از اتاق خارج شدند ، همه بيرون رفتند به جز يكى از زنان . پيامبر كه خواست از اتاق بيرون رود سايهء مرا ديد و گفت : تو كيستى ؟ گفتم : اسماء دختر عميس . گفت : مگر فرمان ندادم كه از اتاق بيرون شوى ؟ گفتم :
چرا اى رسول خدا ولى من نمىخواستم خلاف فرمودهء شما را انجام داده باشم . اما از طرف خديجه مأمور به اجراى پيمانى بودم . چون موضوع آن پيمان را به رسول خدا بازگفتم ، آن حضرت گريست و گفت : از خدا خواستارم تو را از بالا و پايين و از پشت و رو و از راست و چپ از شيطان در امان دارد . سپس فرمود : براى من ظرفى بزرگ و پر از آب بياور . آنگاه دهانش را از آب پر كرد و در ظرف برگردانيد و گفت : اين هر دو از منند و من از آنهايم .
خداوندا ! چنانچه پليدى را از من بردى و مرا پاك كردى ، پس ايندو را نيز پاك گردان . سپس به فاطمه دستور داد تا او از آن آب بنوشد و مضمضه و استنشاق كند و وضو سازد . آنگاه ظرف ديگرى خواست و با آن همان كرد كه با ظرف نخستين كرده بود و فرمود : خداوندا ! اين دو محبوبترين مخلوقات در نزد من هستند . پس تو نيز آنان را دوست بدار و در سلالهء آنان خير و بركت قرار ده و از جانب خود نگهبانى بر آنان بگمار . من از حيلهء شيطان نسبت به اين دو و نسل آنها به تو پناه مىبرم . آنگاه براى فاطمه دعا كرده و فرمود : خداوند پليدى را از تو بزدايد و تو را پاك دارد . و باز فرمود : خوشا به دو دريايى كه به يكديگر برخوردند و خوشا به دو ستارهاى كه به يكديگر نزديك شدند . و نيز فرمود : بارالها ! اين دختر من و محبوبترين مردم در پيشگاه من است و اين برادرم و عزيزترين مردم در نظر من است .
خدايا او را محبوب خود قرار ده و به او مهربان باش و براى او در خانوادهاش خير و بركت قرار ده . سپس فرمود : اى على ! بر همسرت داخل شو خداى تعالى بر تو رحمت و بركت نهد كه همانا اوست ستوده و بزرگوار .
پيامبر از خانه خارج شد و دو طرف در را با دستانش گرفت و گفت : « خداوند شما و نسل شما را پاكيزه دارد . من با كسانى كه با شما دو تن دوستى كنند ، دوست و با آنان كه با شما در جنگ شوند ، دشمن هستم . شما را به خداوند مىسپارم و او را حافظ و نگاهبان شما قرار مىدهم . » سپس با دست خود در را بست و تا وقتى كه به اتاق خودش مىرفت بر آنان دعا مىكرد و كس ديگرى در اين دعا با آنان سهيم نشد .
بحثى دربارهء حضور اسماء بنت عميس در شب زفاف زهرا ( س )
عدهاى از تاريخنگاران از حضور جعفر بن ابيطالب و همسرش ، اسماء بنت عميس ، در مراسم ازدواج حضرت فاطمه ، سخن گفتهاند . حال آنكه جعفر و اسماء هر دو ، در آن هنگام به