تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
رسول خدا نمىخواهى تا كام تو را برآورده سازد ؟ على پاسخ داد : حيا مرا از اين كار بازمىدارد . پس على را سوگند داد تا با وى برخيزد . هردو برخاستند . به نزد ام ايمن رفتند و او را از تصميم خود آگاه ساختند . ام ايمن نيز به نزد ام سلمه روانه شد و او و ساير زنان پيامبر را از تصميم على باخبر كرد . زنان نزد پيامبر جمع شدند و گفتند : پدر و مادر ما فداى تو باد ! ما براى كارى به نزد تو جمع شده‌ايم كه اگر خديجه مىبود ، چشمانش روشن مىشد . ام سلمه گفت : همين‌كه از خديجه نام برديم ، پيامبر گريست و گفت : خديجه و مانند او كجاست ؟ او به هنگامىكه همه مرا تكذيب مىكردند ، تصديقم كرد و مرا در دين خدا يارى داد و با صرف اموالش در راه خداوند به كمك من برخاست . خداى عز و جل ، به من فرمان داد كه به خديجه مژدهء خانه‌اى در بهشت دهم كه هيچ اضطراب و خستگى در آن راه ندارد . ام سلمه گفت : پدر و مادر ما به فدايت ! هرگاه به ياد خديجه ميافتى چنين منقلب مىشوى ! آيا مگر نه اين است كه خديجه به سوى پروردگارش روانه شده و خداوند به پاس فداكاريهاى او قدومش را مبارك داشته است و ميان ما و او در بهشت جاويدش جمع خواهد آورد ؟ اى رسول خدا ! اين على بن ابيطالب برادر و در نسب پسر عموى توست . دوست دارد همسرش به خانهء او رود . پيامبر فرمود : با كمال ميل و خرسندى . پس از آن على را خواست . على در هاله‌اى از شرم داخل شد . همسران پيامبر برپاى خاستند و به اتاق رفتند . پيامبر خطاب به او گفت : آيا دوست دارى همسرت به خانهء تو آيد . على در حالتى توأم با حيا گفت : آرى ، پدر و مادرم به فدايت ! پيامبر فرمود : اگر خدا خواهد او را به خانهء تو روانه مىكنم . آن‌گاه به زنان توجه كرد كرد و فرمود : چه كسى اينجاست ؟ ام سلمه پاسخ داد : من ام سلمه به همراه زينب و فلانى و فلانى اينجاييم . پيامبر به آنان دستور داد تا فاطمه را آرايش دهند و او را خوشبوى كنند و در حجرهء ام سلمه ، هر كارى كه سزاوار اوست ، براى فاطمه انجام دهند و اتاقى را كه على با آجر مهيا كرده بود ، براى فاطمه فرش كنند . اين خانه اندكى با خانهء پيامبر فاصله داشت . پس چون آن حضرت خانه‌اى در نزديكى خانهء پيغمبر ساخت ، زنان نيز به كارى كه بدان مامور شده بودند ، مشغول شدند و از زيورآلات و عطرهاى خود براى آراستن و خوشبوى كردن فاطمه ، استفاده كردند . همان‌طور كه در اين روايت ملاحظه مىكنيد ، ام سلمه در اين كار از همگنان پيشقدم‌تر بود . ام ايمن به نزد او مىرود و نام ديگرى غير از ام سلمه در اين روايت نيست . و همين ام سلمه به تنهايى با پيامبر دربارهء مقام خديجه سخن مىگويد و او را مىستايد و پيامبر را بر اندوه فراق او با كلامى خوش و پرعطوفت تسليت مىدهد . و هم اوست كه با پيامبر دربارهء زفاف على با زهرا سخن مىگويد و با كلامى لطيف و مهرآميز ( اين برادر تو و در نسب پسر عموى توست ) توجه پيامبر را جلب مىكند و زمانىكه پيامبر به زنانش گفت : چه كسى
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 214 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين