بهاى چهار درهم و قطيفهاى خيبرى به رنگ مشكى و عبايى سفيد قطوانى و حصيرى هجرى بود ، ذرهاى از عز و سربلندى آنان نكاست . چه بسا آنچه در خيبر ساخته شده بود ، بهتر از قطيفهاى بود كه در مدينه مىساختند و نيز آنچه در قطوان و هجر ساخته مىشد بهتر از كالايى بود كه در حجاز مىساختند . آنان نيز بدين خاطر اين نوع وسايل را تهيه و خريدارى كردند . تخت آنان از پوست خرما بود نه از چوبهاى ساج و آبنوس و نه از فلزات ديگر . اين تخت با بندهايى تافته شده از نخل به هم مرتبط بود و آن را با عاج و طلا و نقره نياراسته بودند . دو تشك داشتند كه داخل يكى از آنها با ليف خرما پر شده بود و متكاهايى از پوست كه در ميان آنها رستنيهاى خوشبوى زمينى ريخته بودند . و سفرهاى از پوست نه از جنس گستردنيهاى ساخت ايران ، پردهاى از پشم و آسيابى داشتند تا بانوى گرامى جهان ، خوراك خود و على را با آن دستاس كند كه گاهى على ( ع ) نيز در اين كار به او كمك مىكرد .
ظرفى از مس كه لباسهايش را در آن بشويد و گاهى اوقات در آن خمير مىگرفت و مشكى كوچك و مشكى ديگر بزرگ تا با آن آب تهيه مىكند . و مشك كوچك ديگرى براى خنك كردن آب و ظرفى ساخته شده از برگ خرما تا با آن دست خود و همسرش را بشويد و كاسهاى از چوب نه از چينى و سبويى سبزرنگ ، كه اين رنگ از ساير رنگها بهتر بوده است و بدين منظور آن را براى جهاز عروسى انتخاب كردند و كوزههايى از سفال . در جهاز فاطمه دستبند و گوشوارهاى از طلا و نقره و گردنبندى از جواهر يا مرواريد ديده نمىشد . بلكه او را با زيورآلاتى كه از ديگرى عاريه گرفته بودند ، آراستند . جهاز خانهء على كه براى همسرش آماده كرده بود ماسهاى نرم ، نه خشن ، بود . زيرا وى خانه را براى آمدن عروس مهيا مىكرد و مىبايست در آنجا ماسهء نرم بريزد . و چوبهايى از اين سه ديوار به آن يكى براى آويزان كردن لباس عروس . چرا كه انداختن لباس بر روى زمين چندان مناسبت نداشت و گستردن پوست قوچ و قرار دادن پشتيهايى از ليف خرما و مشك و غربالى تا فاطمه آردى را كه مىخواهد آسياب كند ، با آن غربال كند . منشفه و كاسهاى نيز جزو اثاثيهء منزل على بود .
البته ممكن است اين اثاثيه نزد على بوده و وى چيزى از آنها را نخريده باشد و براى همين به داشتن مشكى كه در جهاز زهرا ( س ) بود ، اكتفا نكرد . على فقط زره خود را براى تهيهء مهر فروخته بود و ديگر مالى نداشته است تا بتواند با آن چيزى بخرد . آرى ، اين جهيزيه مختصر به شخصيت والاى على و فاطمه خللى وارد نكرد و از عزت آنان نكاست و حال آنكه على سرور اوصيا و فاطمه بانوى زنان عالم دخت گرامى پيامبر بود .
زفاف زهرا با على عليه السّلام
پس از گذشت تقريبا يك ماه ، جعفر و عقيل يا فقط عقيل ، به برادر خود على ، گفتند : چرا از