تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
ازدواج على درآورم . من خداى را گواه مىگيرم كه فاطمه را با چهارصد مثقال نقره ، به عنوان مهر ، به ازدواج على درآوردم . آيا مىپذيرى ؟ على گفت : پذيرفتم آن‌گاه على به سجده درافتاد و رسول خدا فرمود : خداوند بر شما و در ميان شما بركت قرار دهد و شما را خوشبخت كند و در ميانتان پيوند مهربانى و دوستى برقرار سازد . و از شما دو تن سلاله‌اى پاك و بسيار پديد آرد . انس گويد : خداوند نيز از اين دو فرزندانى پاك و فراوان به وجود آورد .

خطبهء على به هنگام تزويج فاطمه

ستايش خداوندى راست كه ستايندگانش را نزديك گردانيد و به سؤال‌كنندگان از او ، نزديك شد . خداوندى كه به هركس كه تقواى او را پيشه ساخت ، بهشت را وعده كرد و آن‌كس را كه به معصيت او مشغول شد به آتش ترسانيد . خداوند را به خاطر احسان و نعمتهايى كه از ديرباز به ما ارزانى داشته است سپاس مىگوييم . و ستايش ما مانند ستايش كسى است كه مىداند خدا آفريننده و ميراننده و زنده‌كننده و پرسش‌كنندهء او از گناهانش است . از او يارى مىجوييم و از او هدايت مىطلبيم . به او ايمان مىآوريم و با او از ديگران بىنيازى مىجوييم . شهادت مىدهم كه هيچ معبودى به جز خداوند يكتا نيست . شهادتى كه در شأن مقام احديت و مورد پسند و رضاى او باشد . و گواهى مىدهم كه محمد بنده و فرستادهء اوست آن‌چنان شهادتى كه محمد را نزديك كند و بالا برد و او را بر ديگران برترى بخشد . اين رسول خداست كه دخترش فاطمه را با مهر پانصد درهم به من تزويج كرد . پس از او بپرسيد و او را به شهادت گيريد . رسول خدا فرمود : من دخترم ، فاطمه ، را براساس فرمان خدا به ازدواج تو درآوردم و من نيز بدانچه خداوند بدان راضى است ، راضى و خشنودم . تو چه داماد و چه همدم خوبى هستى و رضايت خداوند براى تو كافى است . آن‌گاه پيامبر دستور داد طبقى از خرما حاضر و آن را در ميان ميهمانان پخش كنند . جانم به فداى تو باد اى بانوى زنان عالم ! اگر در مجلس ازدواج تو از روى تواضع و براى همرنگى با فقرا و دورى از كبر و اسراف ثروتمندى ، طبقى از خرما دادند ، هيچ از شأن و مقام تو كاسته نشد . چرا كه تو دختر سرور پيامبران و خواستگارى شده از سوى سرور اوصيايى . تو بهترين زنى هستى كه حوا او را زاده است . آيا دختران پادشاهانى كه در مجالس عروسى آنان ، انواع شيرينيهاى رنگارنگ و گرانبها پخش مىشود مىتوانند همسنگ تو قرار گيرند ؟ يا مرتبهء آنان به مرتبهء و الا و بلند تو مىرسد ؟ هرگز همانا مقام پوران و آزرميدخت ، دختران ساسان ، و مقام زبيده ، دختر جعفر ، كه متكى بر قدرت و فرمانروايى بود در برابر مقام تو به پستى و حقارت مىگرايد . و شيرينيهاى رنگارنگ و گرانبهايى كه در مجلس آنان پخش شد هرگز به بلندى مقام آنان در برابر تو ، سودى نمىبخشد . و همچنان شأن تو والاتر و فراتر