در جاى ديگرى نيز فرموده است : آيا كسانى كه مىدانند با آنان كه نمىدانند برابرند ؟
جز اين نيست كه فقط خردمندان يادآور اين نكته مىشوند « 30 » و نيز سخنان فرشتگان كه به خداوند گفتند : آيا در زمين كسى را قرار مىدهى كه فساد جويد و خونريزى كند درحالىكه ما تو را تسبيح مىگوييم و تقديس مىكنيم ؟ گفت : من چيزى مىدانم كه شما آن را نمىدانيد و به آدم همهء اسما را آموخت . سپس آنها را بر فرشتگان عرضه كرد و گفت : اگر راست مىگوييد مرا از نامهاى اينان خبر دهيد . فرشتگان گفتند : منزهى تو . ما علمى جز آنچه تو به ما آموختهاى نداريم . همانا تو دانشمند و حكيم هستى . خداوند گفت اى آدم آنان را به اين اسمها خبر ده . چون آدم فرشتگان را از آن اسمها باخبر كرد ، خداوند به فرشتگان گفت : آيا به شما نگفتم كه من غيب آسمانها و زمين را مىدانم و نيز بر آنچه فاش يا پنهان مىكنيد آگاهى دارم « 31 » . آنگاه خداوند به فرشتگان خبر داد كه آدم به جانشينى او سزاوارتر است چرا كه او به اسماء آگاهتر از ملايك و در آگاه بودن از خبرها از ايشان داناتر بود .
در داستان طالوت نيز خداوند مىفرمايد : پيغمبر آنها به ايشان گفت : همانا خداوند طالوت را براى شما به عنوان پادشاه برانگيخت . گفتند : چگونه طالوت مىتواند بر ما فرمانروايى كند ؟ حال آنكه ما براى پادشاهى از او سزاوارتريم و به وى گشايش در مال داده نشده است . گفت خداوند او را بر شما برگزيد و وسعتى در دانش و جسم او بيفزود و خدا پادشاهى خود را به هركس كه خواهد بدهد و هم اوست گشايندهء دانا . « 32 »
خداوند در اين داستان علت پيشوايى طالوت را بر قومش دانش افزون و قدرت بدنى او ذكر كرده و از همينرو او را بر ديگران برگزيده است . اين آيات مذكور مطابق با دليلهايى است كه خردمندان بدان حكم مىكنند و آن عبارت است از آنكه هركس كه داناتر شد از كسى كه در دانش با او برابر نيست بر پيشوايى مردم سزاوارتر است . نتيجه آنكه اين آيات دلالت مىكند كه واجب است على بر همهء مسلمانان در گرفتن منصب جانشين و خلافت پيغمبر سبقت گيرد و امام امت باشد زيرا او در دانش و حكمت از آنان پيشتر بود و كسى به درجه و پايهء او نرسيد .
گذشت و بردبارى ، پيش از اين در مطرح كردن فضايل آن حضرت ، شواهدى روشن و آشكار براى اثبات اين صفات و ساير صفات ديگر او نقل كرديم و در اينجا نيازى به اطالهء كلام نخواهد بود . امتياز على در تمام اين صفات جزو امور بديهى و در سلك متواترات و استدلال براى اثبات آنها همچون استدلال براى اثبات خورشيد درخشان است . موافق و
هامش
( 30 ) . آيهء 9 سورهء زخرف . - م .
( 31 ) . آيههاى 30 تا 33 سورهء بقره . - م .
( 32 ) . آيهء 247 سورهء بقره . - م .