را خوار مىكند . تنها سه تن برنخاستند على هم بر آنان نفرين كرد و نفرين او نيز مستجاب شد .
همچنين در سنن ابن ماجه با چند سند از عبد الرحمن بن ابو ليلى از جماعتى از اصحاب مانند ابو طفيل نقل شده است كه گفت : على عدهاى را در رحبه يعنى صحن مسجد كوفه جمع كرد و گفت : كسانى كه در روز غدير خم گفتار پيامبر را شنيدهاند ، به خداوند سوگند مىدهم كه در اينباره شهادت دهند . هنوز ايستاده بود كه عدهء بسيارى از مردم برخاستند و گواهى دادند وقتى پيامبر دست على را گرفت به مردم گفت : آيا مىدانيد من به مؤمنان از خود آنها اولىترم ؟ گفتند آرى يا رسول الله . فرمود : هركس كه من مولاى اويم پس على هم مولاى اوست . خداوندا دوستى كن با كسى كه با على دوستى كند و دشمنى كن با كسى كه با على دشمنى ورزد .
ابو طفيل گويد : من بيرون آمدم درحالىكه احساس مىكردم چيزى در من خلجان مىكند و در آنهنگام به زيد بن ارقم برخوردم و به او گفتم : از على شنيدم كه چنين و چنان مىگفت : زيد پرسيد : آيا سخنى را كه از پيامبر دربارهء على گفت ، انكار مىكنى ؟
اين روايت را امام احمد در مسند زيد بن ارقم چنين نقل كرده است . نسايى در خصايص از عمرو بن سعد نقل مىكند كه از على شنيد كه در رحبه كسانى را كه عبارت « من كنت مولاه فعلى مولاه » را از پيامبر شنيده بودند سوگند مىداد . پس شش نفر از جاى برخاستند و شهادت دادند . همچنين در آن كتاب از سعيد بن وهب روايت شده است كه گفت شش تن از صحابه براى اداى شهادت بلند شدند . زيد بن يثيع گويد : از پشت منبر شش تن برخاستند و شهادت دادند كه شنيدهاند پيامبر فرمود : « من كنت مولاه فعلى مولاه » .
در خصايص نيز آمده است : ابو داود از عمران بن ابان از شريك از ابو اسحاق از زيد بن يثيع روايت كند كه گفت : از على شنيدم كه بر بالاى منبر كوفه مىگفت : من به خداوند سوگند مىدهم هر مردى را كه از رسول خدا در روز غدير خم شنيد كه فرمود : « من كنت مولاه فعلى مولاه الّلهم وال من والاه و عاد من عاداه » گواهى دهد و كسى جز اصحاب محمد شهادت ندهد . پس شش تن از يك طرف منبر و شش تن از طرف ديگر منبر ايستادند و گواهى دادند كه آنان از پيامبر چنين گفتهاى را شنيدهاند . شريك گفت به ابو اسحاق گفتم : آيا از براء بن عازب شنيدهاى كه چنين سخنى را از پيامبر روايت كند ؟ جواب داد : آرى شنيدهام .
ابو عبد الرحمن نسايى گويد : عمران بن ابان واسطى در حديث قوى نيست . وى با اسناد متعدد از ابو طفيل عامر بن واثله نقل مىكند كه گفت : على ، عدهاى از مردم را در رحبه گرد آورد و گفت : هركس از شما را كه از رسول خدا در روز غدير خم شنيد كه مىگفت آيا نمىدانيد من به مؤمنان از آنان اولىترم ؟ و ايستاده بود و سپس دست على را گرفت و فرمود :
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 165
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٦٥