تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
اين كار از طرف خداوند بود نه از جانب خودم . و اين سخن را سه بار تكرار كرد . حارث برخاست درحالىكه مىگفت : خداوندا اگر آنچه محمد مىگويد حقيقت دارد سنگى از آسمان بر ما بفرست . . . اين ماجرا در روز غدير خم يعنى روز هجدهم ذى الحجه به وقوع پيوست .

استشهاد على در خلافتش از گروهى از صحابه بر حديث غدير

در سيرهء حلبيه نوشته شده : گفته‌اند على ( ع ) براى سخنرانى برخاست و گفت : كسانى را كه در روز غدير خم حضور داشته‌اند به خداوند سوگند مىدهم بايستند . همه ايستادند و تنها يكى از آنان كه به گوش خود اين حديث را شنيده و آن را حفظ كرده بود ، برنخاست . پس هفده تن از صحابه برخاستند . در روايت ديگر آمده است سى تن از صحابه براى دادن شهادت برخاستند . و در المعجم الكبير ذكر شده است كه شانزده تن و در روايتى ديگر دوازده تن از جاى بلند شده‌اند و حديث را تا به آخر ذكر كرده‌اند . از زيد بن ارقم نيز روايت كرده‌اند كه گفت : من از كسانى بودم كه براى على شهادت ندادم و خداوند مرا كور كرد زيرا على به كسانى كه شهادت ندادند نفرين كرد . ابن كثير در تاريخش گويد : ابن ماجه از عبد الله پسر امام احمد در مسند پدرش با چند سند از سعيد بن وهب و از زيد بن يثيع « 28 » نقل كرده است كه گفت على در رحبه به كسانى كه سخن پيامبر را در روز غدير خم شنيده بودند سوگند داد . هنوز گفته‌اش به پايان نرسيده بود كه عده‌اى ايستادند . از طرف سعيد شش تن و از طرف زيد نيز شش تن برپاى خاستند . آنان گواهى دادند كه شنيده‌اند پيامبر در روز غدير خم دربارهء على فرمود : آيا رسول خدا از مومنان به خود آنها اولىتر نيست ؟ گفتند : آرى و پيامبر فرمود : خداوندا هركس كه من مولاى اويم پس على هم مولاى اوست . خداوندا دوستدار على را دوست بدار و با هركس كه او را دشمن مىدارد دشمنى كن . ابن كثير گويد : در برخى از اين روايات جملات اضافى « و انصر من نصره و اخذل من خذله » نيز وجود دارد . همچنين ابن ماجه با چند سند از عبد الرحمن بن ابو ليلى مانند اين حديث را روايت كرده است . در برخى از روايات نيز ذكر شده است دوازده تن برخاستند و گفتند ما ديديم و شنيديم كه پيامبر او ( على ) را گرفت و مىفرمود : خداوند دوستى كن با آن كس كه با على دوستى مىكند و دشمنى كن با هركه با على دشمنى مىكند . يارى بده كسى را كه على را يارى مىكند و خوار كن آن كس را كه على
هامش
( 28 ) . يثيع بر وزن زبير . برخى آن را اثيع نوشته‌اند . در قاموس نيز چنين آمده است . بعضى ديگر اسم او را با عين معجمه ضبط كرده‌اند .