حديثى كه احمد بن عبد الله بن يزيد حرانى آن را از جابر بن عبد الله نقل كرد ، روايت مىكند :
شنيدم پيامبر درحالىكه بازوى على را گرفته بود فرمود : اين رئيس نيكان و كشندهء بدكرداران است هركس او را يارى كند ، منصور و آن كس او را يارى نكند خوار و بىمقدار است . سپس صداى خود را بلند كرد .
حاكم گويد : سند اين حديث صحيح است و آن را اخراج نكردهاند . ذهبى در مستدرك گويد : به خدا قسم اين روايت مجعول و احمد ( احمد بن عبد الله راوى حديث ) دروغگوست . پس چه چيز باعث شده كه تو با آن گستردگى دانشى كه دارى در اينباره به نادانى بيفتى ( مخاطب وى حاكم است كه اين روايت را صحيح دانسته ) .
نگارنده : گويا ذهبى سوگند خورده است آنچه را كه نمىداند به تندى انكار كند . ذهبى از كجا فهميده كه اين حديث جعلى است . آيا او هميشه با پيامبر همراه بوده و هر آنچه آن حضرت مىفرموده ضبط كرده است ؟ او اگر چنانچه وى گفته است احمد دروغگوست آيا نمىتواند به ضرس قاطع تمام روايات او را مجعول بداند ؟ چگونه ؟ حال آنكه دروغگو هم گاهى سخن راست مىگويد . از اين گذشته ، حاكم كه در شناخت روايت از او قوىتر و آگاهتر بوده اين روايت را صحيح دانسته است . ذهبى در حقيقت به اين گفتهء خود نسبت به يكى از علماى بزرگ مسلمان توهين كرده و بدزبانى را كه نبايد جزو صفات دانشمندان باشد پيشهء خود گرفته است . اگر حاكم زنده مىبود حتما به ذهبى مىگفت : با اين دانش اندكى كه تو دارى چه چيز تو را به نادانى واداشته است ؟ خلاصه آنكه سخن ذهبى نشانگر تعصب شديد و شعلههاى خشم و غضب اوست و سزاوار نيست بدان توجه شود .
پنجاه و هشتم ، سخن پيامبر به فاطمه كه فرمود : خداوند به زمينيان توجه كرد و از ميان آنان دو تن ، پدرت و شويت ، را برگزيد . حاكم در مستدرك از ابو هريره نقل كرده است كه فاطمه گفت : يا رسول الله آيا مرا به ازدواج على درآوردى و حال آنكه على مردى فقير است ؟ پيامبر فرمود : اى فاطمه آيا نمىپسندى كه خداوند به مردم روى زمين توجه كرد و از ميان آنان دو تن را برگزيد كه يكى از آنان پدر تو و ديگرى شوهر تو بود .
حاكم گويد اين حديث به شرط شيخين صحيح است . و گفتهء ذهبى كه اين حديث را به خاطر دروغ بودن آن مجعول داشته است ، قابل توجه نيست . چرا كه وى دليلى براى اثبات سخن خود ندارد . همچنين حاكم در مستدرك از ابن عباس روايت كرده است كه فاطمه به پيامبر گفت : مرا به ازدواج مردى فقير درآوردى كه ثروتى ندارد ؟ سپس دنبالهء حديث را مانند روايت بالا ذكر كرده و گفته است اين حديث به شرط شيخين صحيح است و ذهبى براى تكذيب آن دليل و توجيهى ندارد .
پنجاه و نهم ، جايگاه على در نظر پيامبر و خويشاوندى با او . نسايى از علا نقل مىكند كه
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 132
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٣٢