بدين اميد كه آن جايگاه در روز قيامت گواهى بر درستى كار على ( ع ) باشد .
قاضى ابو نعيم نيز در حلية الاولياء مانند اين روايت را از مجمع نقل كرده است . در استيعاب به نقل از عاصم بن كليب از پدرش آمده است كه گفت : مردم ناحيهء اصفهان مالى به على ( ع ) پيشكش كردند . امام ( ع ) نيز آن مال را هفت قسمت كرد ، در آن ميان قرص نانى نيز يافت كه آن را هم هفت قسمت كرد و بر هر هفت قسمت ، جزئى از نان را نيز افزود . سپس بين مردم قرعه انداخت تا معلوم شود كه اين مال نصيب چه كسى خواهد شد . مؤلف استيعاب گويد : رواياتى كه در اينباره از على ( ع ) نقل شده به قدرى فراوان است كه در حوصلهء اين كتاب نمىگنجد .
وى همچنين از معاذ بن علا از پدرش از جدش روايت كرده كه گفت : شنيدم على ( ع ) مىفرمود : من از فيئى كه متعلق به شماست جز اين شيشه ، كه آن را نيز دهقانى به من تحفه داده ، چيز ديگرى از آن خود نكردم . سپس به بيت المال آمد و اموال موجود در آن را تقسيم كرد و مىگفت : رستگار شد آن كس كه زنبيلى از خرما دارد و روزى يك بار از آن مىخورد .
در حلية الاوليا از قول ابو عمرو بن علاء از پدرش نقل شده كه گفت : روزى على ( ع ) براى مردم خطبهاى ايراد كرد و در آن فرمود : سوگند به خدايى كه جز او معبودى نيست . از فىء شما جز همين ، چيز ديگرى براى خود برنگرفتم . سپس شيشهاى از آستين جامهاش بيرون آورد و گفت : اين شيشه را هم بندهء دهقانم به من پيشكش كرده است .
در استيعاب ، در ضمن حديثى از عنترهء شيبانى آمده است : على ( ع ) اجازه نمىداد مالى ، تا شب در بيت المال باقى بماند و اگر احيانا ، اشتغالات او مانع از تقسيم مال مىشد ، فردا صبح براى تقسيم مال مىآمد و مىفرمود : اى دنيا مرا فريب مده ! غير از مرا فريفته گردان ! و نيز مىسرود :
اين روش تقسيم من است و خير او در آن است درحالىكه هر تقسيمكنندهاى دست در دهان دارد .
مؤلف استيعاب گويد : عبد الرزاق از ثورى از ابو حيان تيمى از پدرش نقل مىكند كه گفت : على را ديدم كه مىگفت : چه كسى شمشير مرا مىخرد ؟ اگر هشت ازار مىداشتم اين شمشير را نمىفروختم . مردى برخاست و گفت من پيشاپيش ، اين هشت ازار را به تو مىپردازم . عبد الرزاق گويد : على چنين بود و حال آنكه بر تمام سرزمين اسلام به جز شام فرمانروايى مىكرد .
در حلية الاولياء با چند سند از ارقم از يزيد بن محجن و از ابو رجا در اينباره رواياتى نقل شده است . ارقم گويد : على ( ع ) را ديدم كه شمشير خود را در بازار در معرض فروش گزارده بود و مىگفت : چه كسى اين شمشير را از من مىخرد ؟ سوگند به آنكه دانه را شكافته ! به
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٩٤