تنگ و تاريك زندگى كند ؟
على از اينان در بذل و بخشش تنگدستتر نبود . با آنكه خلافت به او روى نشان داده بود و دنياى اسلام را به جز شام ، تحت سلطهء خود داشت ، پس از مرگش جز هشتصد درهم كه آن را هم نيندوخته و بلكه به منظور خريد خدمتكارى براى خانوادهاش آماده كرده بود ، مال ديگرى از خود باقى نگذاشت . پس اموالى كه به دست او مىرسيد و او در خوراك و پوشاك و مركوب و خريد بنده و كنيز و ساختن خانه و زمين از آن بهره نمىبرد ، به كجا رفت ؟ او دنيا را وداع گفت ، درحالىكه سنگى بر سنگى ننهاد و از هيچ لذت دنيوى بهرهور نشد . بلكه برعكس همواره جامهء خشن دربر مىكرد و غذاى ناگوار مىخورد . بر روى زمين خودش كار مىكرد و از آن چشمهها و قناتهايى جارى مىساخت و سپس همه را در راه خداوند انفاق مىكرد . پولى را كه به دستش مىرسيد بين فقرا و مساكين و در راه خدا خرج مىكرد و با اين وصف ، از كارگزارانش در شهرها مىخواست كه مانند او عمل كنند يا دست كم به او تشبّه كنند . بر نحوهء رفتار و كردار كارگزارانش مراقبت مىكرد ؟ روزى به او گفتند عثمان بن حنيف انصارى عامل بصره ، به ضيافتى دعوت شده بود و عثمان نيز آن دعوت را اجابت كرده است . على ( ع ) طى نامهاى به عثمان چنين نگاشت . خبردار شدم كه برخى از جوانان ( اشراف ) بصره تو را به ضيافتى خواندهاند و تو هم دعوت آنان را پاسخ گفتهاى . در آنجا خورشهاى رنگارنگ گوارا برايت سفارش و كاسههاى بزرگ به سويت آورده مىشد و من نمىپنداشتم كه تو به ضيافت كسانى به روى كه توانگرشان را بخوانند و نيازمندشان را برانند .
معناى فرمايش حضرت آن است كه ابن حنيف نمىبايد دعوت كسى از متشخصان بصره را اجابت كند . زيرا كسى كه والى شهر را به شركت در ضيافتى فرامىخواند ، اغنيا را در اين مجالس دعوت مىكند و كسى از فقيران را به چنين محفلى راه نمىدهد و فقرا در ميهمانيى كه والى در آن شركت جسته است كارهاى نيستند . و با والى نشست و برخاست ندارند و كسانى كه با والى دعوت مىشوند همه از ثروتمندان شهر و بزرگان آنند . ثروتمندان با فقرا معاشرتى ندارند و چطور با فقرا رفتوآمد كنند كه ايشان جامههاى ژنده دربر مىكنند و ريخت و قيافهء پريشان دارند ؟ و اغنيا از آنان گريزانند و بديدن روى آنها چندان رضا نمىدهند و اگر هم مىخواستند به فقرا مهربانى كند غذا ، يا مالى را به خانهء آنها مىفرستادند . و هيچگاه اجازه نمىدادند تا فقيران خود بر سفرهء غذاى آنان بنشينند . سپس على ( ع ) از ابن حنيف دعوت مىكند كه به زهد خود على اقتدا كند و به او مىفرمايد : براى هر مأموم ، پيشوايى است كه به او اقتدا مىكند و از نور علم او برخوردار مىشود و حال آنكه پيشواى شما از دنيا فقط به دو جامهء كهنه كفايت و از غذا فقط به دو قرص نان بسنده كرده
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 91
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٩١