الباب الثالث در سؤالى و جوابى
[ سؤال ] « 1 » هيچ شكّى نيست كه اهل سنّت و جماعت سواد اعظم جمهور اهل قبلهاند ، از كجا تو را معلوم شد كه ايشان باطلند و شيعه بر حقّ ؟ و حقيقت شيعه و مذهب ايشان و حقيقت خلافت على و اهل بيت او از كجا تو را معلوم شد و بطلان متقدّمان على ؟ يقين است كه روز قيامت چون از ذرات خواهند پرسيد ، از اين كل هم پرسند كه :
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ
« 2 » . پس چه حجت دارى كه در دنيا آن را عقلا قبول كنند و در آخرت در عرصهء قيامت كه
يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ
« 3 » تو را حجّتى بود در روز قيامت ؟ كه
وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ
« 4 » بر تو و بال نبود و آن دلپذير بود و انصاف نه عناد و نه لجاج ، بلكه معقول و مأخوذ از كتب فريقين ، و فريقين بر صحت آن اتفاق كردند .
[ جواب : اگر كثرت سبب حقّ بودى بايستى كه اهل كفر بر حقّ مىبودند ، چه شكّ نيست كه كفار بيشمار و اهل الاسلام نسبت به اعداد ايشان قليل المقدارند .
پس كثرت سبب حقّيت نباشد و حق تعالى از اين خبر داده به قول خود :
كَمْ مِنْ
هامش
( 1 ) نسخه ر .
( 2 ) صافّات : 24 .
( 3 ) حاقّة : 18 .
( 4 ) زمر : 47 .