تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
داشته باشد كه كرد آنچه كرد . دهم : چون سورهء برائت آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نه آيت اوّل سورت را به ابو بكر داد و گفت : « به مكّه بر اين را به نبذ عهد مشركان تا آنكه ايشان ديگر به حجّ كه آيند برهنه طواف نكنند » ، چنان كه عادت ايشان بودى ، گفتند با جامه [ اى ] كه در وى عصيان كرديم طواف خانه نكنيم . ابو بكر سه روزه راه رفته بود كه جبرئيل آمد كه : « اللّه يقرئك السلام و يقول لا يؤدّيها عنك إلّا أنت أو رجل منك » نبىّ گفت : « علىّ و منّى و أنا من علىّ » . سورهء برائت تمام به على عليه السّلام داد و به عقب ابو بكر فرستاد و گفت : « ابو بكر مخيّر است اگر خواهد در ركاب تو بيايد و اگر خواهد بازگردد » . چون بارى تعالى وى را لايق آن نديده باشد كه نه آيت به موسم رساند به نبذ « 1 » عهد مشركان ، چگونه لايق خلافت عالميان باشد ؟ در آن سال ده تن از ايشان اتّفاق كردند كه بعد از محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نگذارند كه على عليه السّلام خلافت كند و با هم عهد كردند و در كعبه شدند و اين عهدنامه نوشتند و هر وقتى اين عهد مجدّد مىكردند تا در آن سال كار على عليه السّلام تباه كردند . چنان كه در كتاب ملل و نحل مذكور است كه ايشان به دفن و تجهيز رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حاضر نشدند تا فرصت از دست نرود . ابو بكر گفت : « يا عمر البدار البدار قبل البوار » يعنى پيش از آنكه على عليه السّلام به اين پردازد و از عزا و دفن رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فارغ شود ، و بعد از سه روز بر سر قبر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز كردند ، چنان كه در تواريخ مذكور است . يازدهم : دزدى را حاضر كردند ، دست چپ او بريد و صحابه مىگفتند : راست مىبايد بريدن ؛ او قبول نكرد . دوازدهم : وظيفه [ اى ] كه اصحاب از بهر او تعيين كرده بودند روز به روز راضى نشد و در ميان خطبه شكايت و تشنيع مىزد تا زياده كردند . گفت « من مزدور شماام اجرتم تمام بدهيد » و شش هزار درم براى عايشه و شش هزار براى حفصه
هامش
( 1 ) نقض عهد ، پيمان شكستن .