الباب التاسع در آنكه علماى سلف و خلف ايشان در حقّ صحابه گفتهاند چنان كه در آخر معالم رمزى گفته است در اين باب و غيره
مبنى بر سه فصل :
فصل اوّل : آنچه در حقّ ابا بكر گفتهاند
اوّل : آنكه اقدام كرد بر كارى كه وى مستحقّ آن نبوده به سبب بيعت جمعى كه بر ايشان نيز حرام بود آن كار [ بىاذن ] « 1 » خداى و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كردن .
دويم : كه خود را به امير المؤمنين خواند و وى دانست كه لقب على عليه السّلام است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به اجازت خدا وى را اين لقب فرمود خاص و رخصت نيست غيرى را بدين نام خواندن . روزى در حائط بنى النجّار جملهء صحابه را فرمود كه سلام بر وى كنيد به امامت و به امير المؤمنين . « 2 »
سيم : آنكه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « انّ اللّه اصطفى من ولد اسماعيل قريشا و اصطفى من قريش هاشما » « 3 » هيچ كس را تقدم نبود . پس چنان كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هاشمى مقدّم
هامش
( 1 ) اصل : باذن .
( 2 ) تاريخ دمشق ، ج 2 ، ص 260 .
( 3 ) بحار الانوار ، ج 3 ، ص 330 ؛ ج 16 ، ص 323 و 325 و ج 38 ، ص 317 و كنز العمال ، ج 11 ، ص 423 ( با كمى اختلاف ) .