الجنّة و النار » به آن خدايى كه محمّد را [ به حقّ ] « 1 » فرستاد براستى كه پدرم اگر شفاعت كند در جمله گناهكاران كه بر روى زميناند خداى تعالى شفاعت او قبول كند . آنگه گفت : « به آن خدايى كه محمّد را به خلقان فرستاد ، كه نور پدرم روز قيامت نور همهء خلقان را بنشاند جز نور محمّد را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و نور من و نور فاطمه و نور حسن و حسين عليهما السّلام . چه كه نور او از نور ماست و نور ما از يك نور است كه خداى تعالى آفريد پيش از خلق آدم به دو هزار سال . » « 2 »
و از رضا عليه السّلام روايت كردهاند از پدرانش به چند طريق كه نقش انگشترى ابو طالب اين بود كه « رضيت باللّه ربّا و بابن أخى محمّد نبيّا و بابنى [ علىّ له ] « 3 » وصيّا » « 4 » و امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : « و اللّه ما عبد أبى و لا جدّى عبد المطلب و لا هاشم و لا عبد مناف صنما قطّ » به خداى كه پدرم و جدّم عبد المطلب و هاشم و عبد مناف هرگز بت نپرستيدند . گفتند [ چه پرستيدند ؟ گفت : خداى را پرستيدند ] و در نماز روى به كعبه كردندى متمسّك به دين ابراهيم « 5 » . و نيز قال اللّه تعالى :
[ أَ لَمْ يَجِدْكَ ]
« 6 »
يَتِيماً فَآوى
« 7 » و اين ايواء در خانهء ابو طالب تا به حدّى كه وى را يتيم ابو طالب گفتندى و خداى تعالى مؤويان محمّد را وعده داد به بهشت كه
وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ
« 8 » و معلوم است كه تا ابو طالب زنده بود ، رسول محروس و مصون بود در شعب او و در حمايت او بود و كس نيارست او را تعرّض كردن ، [ و چون ابو طالب رحلت كرد و ظالمان دست
هامش
( 1 ) اصل : به حلق .
( 2 ) الفوائد المائة شيخ ابو الحسن بن شاذان ؛ كنز الفوائد كراجكى ص 80 ؛ امالى ابن شيخ ، ص 192 ؛ احتجاج طبرسى ، تفسير ابو الفتوح ، ج 4 ، ص 211 ؛ كتاب الحجّة سيّد بن معد ، ص 15 ؛ الدرجات الرفيعة ؛ بحار الانوار ، ج 9 ، ص 15 ؛ ضياء العالمين شيخ ابو الحسن شريف فتونى و تفسير برهان ، ج 3 ، ص 794 ( به نقل از ابو طالب مظلوم تاريخ ) .
( 3 ) اصل : عليا .
( 4 ) تفسير ابو الفتوح ، ج 4 ، ص 211 ( به نقل از الغدير ) .
( 5 ) كمال الدين شيخ صدوق ، ص 104 ؛ تفسير ابو الفتوح ، ج 4 ، ص 120 و تفسير البرهان ، ج 3 ، ص 795 ( به نقل از الغدير ) .
( 6 ) اصل : و وجدك .
( 7 ) ضحى : 6 .
( 8 ) انفال : 74 .