تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
الصحابة ايراد كرد كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « من أراد أن ينظر إلى آدم فى علمه و إلى نوح فى تقويه و إلى إبراهيم فى خلّته و إلى موسى فى هيبته و إلى عيسى فى عبادته فلينظر إلى علىّ بن أبى طالب » « 1 » . آنچه در پنج پيغمبر اولو العزم متفرّق بود در على عليه السّلام جمع بود ، سبحان اللّه ، اين چه منقبت است ! پس با وجود شخصى كه فاضلتر بود از پنج پيغمبر اولو العزم چگونه شايد كه عاقل ترك وى كند و تمسّك به كسى كند كه دون اين باشد و بعد از چهل سالگى يا پنجاه سالگى كلمهء شهادت گفته باشد ؟ و ابو بكر شيرازى اين خبر را به چند فريد « 2 » روايت كرده ، از اين پس فردا در قيامت اين حجّت من باشد پيش خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . المسألة الثانية عشرة : در جلد سيّم زينت آمد كه در ايام رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هيچ اسمى از اسماء مذاهب مشهور نبود الّا اسم شيعه و سبب آن بود كه عمّار و ابو ذر و سلمان و مقداد ، ايشان دائما با على عليه السّلام بودندى و چون از خدمت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيرون آمدندى جز در صحبت على عليه السّلام نبودندى . صحابه ايشان را نام كردند كه شيعهء على عليه السّلام يعنى تابعيه ، و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بكرّات و مرّات اين نام شنيد و ابا نكرد و امضاى آن مىكرد تا به روزگار حرب معاويه آنان كه بر طرف على عليه السّلام بودند مشهور بودند به شيعهء على عليه السّلام و آنان كه بر طرف معاويه بودند مشهور شدند به سنّى معاويه . اين سنّت عبارت « 3 » بود از سبّ و شتم و لعن على عليه السّلام و رخصت حرب به وى ، و الّا در سنّت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همهء عالميان « 4 » شريكند و عبادات در مذهب شيعه صد چندان است كه به مذهب سنّيان . نبينى كه چون عثمان خليفه شد ابو ذر را از دار الاسلام بيرون كرد و عمّار را چندان بزد كه غش رسيد و چند نماز از وى فوت شد . دليل آنكه سنّت عبارت از لعنت على عليه السّلام است ، به نظر با وضع آن روز اوّل كه چون عمر عبد العزيز لعنت على عليه السّلام برداشت خلق مىگفتند : « رفعت السنّة و بدّلت
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 39 ، ص 39 . ( 2 ) در اصل چنين است . ( 3 ) اصل : عبادت . ( 4 ) ر : مؤمنان .