مىگويم : ما عذر من كتم الحقّ و اللّه عاصمه » . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه اين از على عليه السّلام بشنيد بفرمود تا پالانهاى شتر بر هم نهادند و بر آنجا رفت ، و گرمگاهى « 1 » عظيم بود چنان كه مردم ازارها « 2 » در پايها پيچيده بودند كه پايها از گرمى مىسوخت ، و خطبه برخواند و آن خطبه معروف است . آنگه گفت : « أ لست أولى بكم من أنفسكم » جمله گفتند :
« بلى » . فقال : « من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه » چنان كه اين لفظ در مصابيح و صحيح مسطور است . پس گفت : « اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله و العن على من ظلمه » « 3 » .
در كتاب مسترشد ابو جعفر طبرى ايراد كرد كه سيصد و شصت تن بدين گواهاند ، و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بازوى على عليه السّلام بگرفت و بر آنجا برد و او را برداشت تا بن بغل وى ظاهر شد و بفرمود تا خيمه بزدند براى على عليه السّلام و مردمان قرب دوازده هزار تن بودند ، و عمر از جمله متأخّران بود ، رسيد و گفت : « بخّ بخّ لك يا علىّ أصبحت مولائى و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة إلى يوم القيامة » و منادى كردند تا جمله بيعت كردند بر على عليه السّلام به امامت و خلافت ، و چون مردان فارغ شدند طشتى آب بياوردند و على عليه السّلام دست در آنجا نهاد و بيرون خيمه بنهاد تا زنان مىآمدند و به زبان بيعت مىكردند و دست در آنجا مىنهادند به مقام دست على عليه السّلام « 4 » .
ابو سعيد خدرى گويد از آنجا متفرّق نشده بوديم كه آيه
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
« 5 » برسيد . عند اين آيه رسول گفت : « الحمد للّه على إتمام رسالتى و كمال الدين و تمام النعمة بعلىّ بن أبى
هامش
( 1 ) زمان گرم .
( 2 ) زيرجامه ، شلوار .
( 3 ) مرحوم علّامهء امينى در كتاب گرانسنگ الغدير ، ج 1 ، ص 6 - 8 داستان غدير را از 24 نفر از مورّخين و 27 تن از محدّثين و 11 تن از مفسّرين و 11 تن از علماى كلام و 5 تن از علماى لغت اهل تسنّن كه همگى از اكابر فنّ خويش مىباشند نقل نموده و تواتر حديث غدير را به اثبات رسانيده است .
( 4 ) تفسير الكبير للفخر الرازى ، ج 3 ص 636 ، حديث تهنيت را مرحوم علّامه امينى در كتاب گرانسنگ الغدير ، ج 1 ، ص 272 - 283 ، از 60 تن از علماى بزرگ حديث ، تفسير و تاريخ اهل سنّت نقل نموده است .
( 5 ) مائده : 3 .