اهل ذكر اينجا اهل كتاب نتواند بودن . زيرا كه دين ايشان و شرع ايشان منسوخ است و اين مطلق است ، اقتضاى آن مىكند كه به همه حال دائما از ايشان بپرسند ، و سؤال براى عمل بود . [ مراد ] اينجا معصوميناند و مراد به ذكر ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و اين اهل همان اهل است كه قوله تعالى :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
« 1 » و دليل بر آنكه ذكر ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است قوله تعالى :
فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ
« 2 » رسولا بدل باشد از ذكرا ، بدل كلّ از كلّ ، كما فى قوله تعالى :
بِالنَّاصِيَةِ ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ
« 3 » نكره كه بدل شود و صفت كنند ، تحصيل فايده را . پس مراد آن بود كه فاسئلوا اهل محمّد ، و امر به اطلاق از شارع اقتضاى وجوب كند و تكرار فرمود و اين نوع هيچ بر اهل كتاب اجرا نمىتوان كرد . پس بنماند الّا آنكه آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشند تا روز قيامت . زيرا كه خطاب عامّ است و اهل ، مرد و زن را متناول است تا قيامت .
سيم : از خاصّهء عترت آيهء خاتم قوله تعالى :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
« 4 » امير المؤمنين على عليه السّلام در مسجد نماز مىكرد ، چون به ركوع رفت سائلى بر او سؤال كرد ، اشارت به انگشترى كرد تا از انگشت او بكشيد ، « 5 » و اين قدح « 6 » نماز نبود . زيرا كه تداخل عبادتين مختلفتين شايد ، چنان كه حجّ و روزه و نماز ، و انگشترى فراخ بود تا نماز وى خلل نكرده باشد معالجت اخراج آن ، و اجماع مسلمانان است كه جز على عليه السّلام در ميان نماز كسى صدقه نداد . بدين اتّفاق است كه چون آيه برسيد ، آن روز چهارصد انگشترى به صدقه بدادند ، هيچ آيتى منزل نشد . حقّ تعالى گفت : « ولىّ مسلمانان منم و رسول من » ، يعنى قيّم به كار ايشان و متصرّف به مصالح و مهمّات دينى و
هامش
( 1 ) احزاب : 33 .
( 2 ) طلاق : 10 و 11 .
( 3 ) علق : 15 و 16 .
( 4 ) مائده : 55 .
( 5 ) كنز العمال ، ج 13 ، ح 36354 و 36501 .
( 6 ) عيب .