بو طلحه بكند قبر آن شاه * قبرى كه فروغ يافت زو ماه
در قبر چهار يار رفتند * كان گنج به خاك مىنهفتند
فضلست و امامه اوس و عباس * ميمون نظر و مبارك انفاس
آنگاه على ز بعد ايشان * در رفت به صد دل پريشان
بگشود نقابش از رخ پاك * رخسارهء او نهاد بر خاك
تا خاك زمين عبير بو شد * زان مشك كه زلف او فرو شد
موضع قبره عليه الصلاة و السلام
در خانه خود شدست مدفون * از حكم خداى حىّ بىچون