ذكر عفّتها عليها السلام « 1 »
از غايت عفتى كه او داشت * از حور بهشت نام برخاست
وز عصمت پاك و شرمناكيش * رضوان جنبىست پيش پاكيش
صديقه و فاطمه است نامش * حق گفته دو نام در كلامش
راضيه و مرضيه جز او نيست * اين است كه در كلام مولاست
زاكيه و طاهره هم او راست * ديگر چو مبارك است و زهراست
او راست محدثه نهم نام * بوذست ولادتش در ايام
در معنى فاطمه عليها السلام
بر خوان ز حديث شاه مختار * گفتار فطم لها من النار
كو نار جحيم را نه بيند * و آن دوست كه پيش او نشيند
هر كس كه محب اوست از جان * او راست مقام خلد و ولدان
در معنى بتول عليها السلام
بو طلحه ز اهل بيت انصار * كو داشت ازين زنى وفادار
بود ام سليم نام او را * آن پاك دل بهشت بو را
اين معنى ازو بود روايت * خوب آمده راستى به غايت
كو بود برى ز علت و خون * از قدرت پاك حىّ بيچون
از خون و نفاس بوذه آزاد * اين درّ پرى است و در پرى زاد
تا ناف زمين رحم گشادست * پاكى چو وجود او نزادست
دادن فاطمه عليها السلام به امير المؤمنين على عليه سلام الله
از شش به هفت نارسيده * آن محض حيات و عين ديذه
شاه رسلش به مرتضى داد * وحى آمد و حق در آن رضا داد
از هشت به نه نيامده راست * كز فرّخيش جهان بياراست
از نه چو به ده درآمد آن ماه * شاهى دگرش درآمد از راه
هامش
( 1 ) همان عنوان بالا در اينجا تكرار شده است .