آن هر دو نيامده قبولش * زان رو نشد از دو شو ، دخولش
پيش از عثمان وفات بوذش * الحق نظر نجات بوذش
دختر سيوم او عليه الصلاة و السلام
درّ سيمين چو ام كلثوم * او نيز ز بخت خويش محروم
عثمانش بخواست از پيمبر * بردش به حرم بجاى خواهر
آلوذه تنش بذو نشد هم * بيرون شد ازين جهان مسلم
عثمان ز حيا و شرم كو داشت * كرد از بر راه او فرو داشت
در خاك شد از دو شو سلامت * با مهر بماند تا قيامت
هر كس كه درين سخن گفت * با كفر و ضلالتست هم جفت
ذكر فاطمه دختر چهارم او عليه الصلاة و السلام
دردانهء چارمش بتول است * كز جمله گزيدهء رسولست
ده نام بزرگش از پذر بود * هر يك ز دگر شريفتر بود
كو را صفتى فزون ز اينهاست * گر شرح دهم نه جايش اينجاست
در وصف اگر زبان برانم * از كار ائمّه بازمانم
هر چند كه آخرين شان است * حلواست كه آخرين خوان است
آن شرح بجاى خويش گويم * كم باذم اگر نه بيش گويم
ذكر ابنه ابراهيم عليه الصلاة و السلام
از ماريه داشت نطفهء پاك * ناديده زمانه رفت در خاك
نام خوش پاك او براهيم * يكساله شذه به خاك تسليم
ذكر زنان او عليه الصلاة و السلام
گويم صفت مخدّراتش * از بكر كه بوذ و ثيّباتش
اول حرمش خديجه بوذه * ايزد در بخت او گشوده
او دخت خويلد اسد بود * ز آباش خداى بوذه خشنود
بوذست زن عتيق از آن پيش * بودش يكى از قبيلهء خويش
زو داشته دخترى پرىروى * بوهاله بن اسد شدش شوى « 1 »
زان پس چو رسول خواست او را * آن حوروش بهشت بو را
هامش
( 1 ) گفتهاند كه خديجه عليها سلام ، ابتدا همسر عتيق بن عابد مخزومى بوده و سپس همسر ابو هاله هند بن نباش . و البته اختلاف است كه ابتدا همسر كداميك بوده است . دربارهء اين كه برخى از منابع شيعه ، مسأله بكر بودن وى را مطرح كردهاند بنگريد به : الصحيح من سيرة النبى ( ص ) ، 2 / 122 - 125