تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

اسامى آباءه عليه الصلاة و السلام

نام پدران آن مطهّر * آن روح مجسم مصوّر
معدود به اوست تا به آدم * پنجاه به حق نه بيش و نه كم
آنها كه نشانهء جهانند * گفتن بولا كجا توانند
من بنده برين سخن سوارم * يك يك بولا فرو شمارم
اول به بيان پاك و برهان * عبد الله و عبد مطّلب دان
هاشم سيمين پذر به اعزاز * خوانندش از آن بهاشمى باز
چون عبد مناف چهارمين اب * قصى و مره و كلاب و كعب
ديگر لؤى است ، غالب و فهر * كو زاده مالك است بن نضر
زان پس چو خزيمه و كنانه * در ملك عرب شده فسانه
بر قوم و قبيله بوده سرور * اين بود مقدم آن مؤخر
آنگاه چو مدركست و الياس * هر يك بنهاد اكمل الناس
نضرست و نزار و ابن عدنان * زان پس داين ز بدر ادّان ! « 1 »
ديگر چو ثراست ابن يامين * منسوب به مردمى و تمكين
آنگاه هميسع و تقدم * اين بود مؤخر آن مقدم
بيست و نهم‌اند نبت « 2 » و قيدار « 3 » * در سى جور همى ادب نگه‌دار
اجداد قديمش انبيايند * موصوف و گزيدهء خدايند « 4 »
جان كرده فداى حق سماعيل * در كشتن خويش كرده تعجيل
تا در عوضش خداى رحمان * از عالم غيب داد قربان
سى و يكمين پذر براهيم * در بت‌شكنى نداشته بيم
خواندست نبى خوذ خذايش * در نصّ كلام چند جايش
تارح پدرش يقين نه آزر * ديدم بسه چار پاره دفتر
ناحور بن « 5 » ارخو ابن فالج « 6 » * عابر چو خليل خوب طالع
هامش
( 1 ) كذا . ( 2 ) نابت يا نبايوت . ( 3 ) در اصل يقدار . نابت و قيدار برادر هستند . ( 4 ) از اين پس مؤلف نام اجداد ابراهيم را با استفاده از سلسله نسبى كه در سفر پيدايش تورات آمده ، آورده است كه البته دقتى هم در اقتباس نشده است . ( 5 ) در تورات آمده : ناحور بن سروج بن رعو ارخو . ( 6 ) در اصل : قالع