محمود ستوذهء جهانست * با چهره و جاه خسروانست
اوصاف شهاب دولت و دين * موصوف به عز و جاه و تمكين
از مير احمد چه شرح گويم * مدحش بكذام راه پويم
ديگر حسن است احسن الناس * كايمن باذا ز شر وسواس
عز الوزرا يگانه معروف * از دانش و لطف و خلق موصوف
آن صدر مهين اگر مكين است * حلواست كه خوان آخرين است
از جاه تو سربلند باذند * ابنات كه پادشه نهاذند
اين نامه به نام شاه كن ياد * كاسلام ز نو اساس بنهاد
سلطان جهانستان جانبخش * دريا دل و خسرو جهانبخش
ذكر محامد شهنشاه اولجايتو سلطان
شاهى كه زمانه را پناه اوست * تا دامن حشر پادشاه اوست
سلطان سواد هفت كشور * اسلام پناه ملكپرور
خان همه خسروان عالم * دينپرور و پادشاه اعظم
از نام محمّدست نامش * بستوده خداى در كلامش
توقيع وى است نام يزدان * اولجايتواش نشان فرمان
دادست خدا ز كبريايش * آثار و صفات انبيايش
سرهاى سران كلاه در پاى * بر درگه او شذه زمين ساى
عدلش كژى از كمان برانداخت * تيغش ستم از ميان برانداخت
آفاق براستى بياراست * دريافت ز حق هر آنچه مىخواست
از فضل و هدايت الهيش * در ملك بقاست پاذشاهيش
يك روز عطاى اوست بل كم * صدساله خراج ملك عالم
گردون و سعادتى كه او راست * فرّاشيش از خداى درخواست
خورشيد براى رستگارى * آمد بر او به طشت دارى
اهل ملكوت ياور او * اجرام فلك مسخّر او
خانان جهانگشا كه بوذند * عالم كه به تيغ مىگشوذند ،
از چنگز و منكو و هولاكو * در عدل كسى نبود چون او
در ملكت و دين و حكم و ايمان * او راست حكومت سليمان
اين است نشان شهريارى * اين است كمال كامكارى