تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
اين نامه نكرد هيچ‌كس ياد * دوران وى اين اساس بنهاد
توفيق الهيش بسى بود * اين نيز بر آن خداى بفزود
كين نامه به دور او عيان شد * در ملك زمانه داستان شد
تاريخ دوازده امامش * چون سكه زر بود به نامش
اين عقد گهر نثار او ساز * اين گنج به نام او گشا باز
شايسته اين گهر جز او نيست * بر نام دگر كسى نكو نيست
گوهر نبود سزاى هر كس * اين لايق خسروان بود بس « 1 »
انگشترئى كه آن بنام است * از نام دوازده امام است
آن نام چو بر نگين نگارند * شاهان جهان به فال دارند
شاهنشه ما همين نشان يافت * شاهى ز خداى غيب‌دان يافت
انگشت كهن كه دارد آن را * انگشت نما شود جهان را
كانگشت شهان آخرين است * شايسته اين چنين نگين است « 2 »
شاهى است به حق كه آخر آمد * از فضل خداى قادر آمد
شد ختم برو نشان شاهى * از قبهء ماه تا به ماهى
قرآن كه به آخر آمد از حق * ختم كتب آمدست مطلق
آن است كه سكه [ اى ] نشاندست * تا آخر روزگار ماندست
زان « 3 » ماند اساس دين و ايمان * فارغ شده از زياد و نقصان
حكمش كه امور كردگارست * تا روز نشور برقرار است
فهرست نژاد نسل آدم * تاج سر انبياى عالم
عنوان مثال آفرينش * آئينهء چهر مهر بينش
احمد كه گزيدهء خدا اوست * سر لشكر خيل انبيا اوست
پيغامبر پاك آخرين است * بر جمله گزيدگان گزين است
هر چيز كه ايزد آفريدست * در ذات كمال او بديدست
پيغمبرى و نشان شاهيش * و آن حكم كه آمد از الهيش
تا روز وعيدش است وعده * در حجّت لا نبىّ بعده « 4 »
هامش
( 1 ) تا اينجا در نسخهء « د » نيامده است . ( 2 ) اين سبه بيت در نسخهء « د » نيامده . ( 3 ) در نسخهء « د » : زو ( 4 ) از اينجا تا ابتداى « فهرست ائمه عليهم السلام . . . » بجز بيت « اعداش شده به تيغ مقهور . . . » و بيت « تاريخ دوازده امامش . . . » و « درج گهرست و برج دانش . . . » در نسخهء « د » نيامده است .